تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - مطالب معماری
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

آسمان خراشهای اولیه به علت وزن زیاد ساختمان با دیوارهای باربر ساخته شده از مصالح بنایی چنان بودند نیروی باد قادر نبود به جاذبه زمین غلبه كند . با افزایش ارتفاع سرعت باد افزایش می یابد ، سرعت متوسط باد استاتیكی یعنی ثابت است ولی سرعت وزش های ناگهانی دینامیكی است ، بنابراین در طراحی ساختمان ها علاوه بر این با خمش یك طرفه (ناشی ازبرخورد باد به یك طرف ساختمان) و خمش دو طرفه كه تنش های برشی و پیچشی اضافی روی اعضای سازه وارد می كند و در نهایت تغییر مكان دوطرفه ایجاد می كند، روبرو هستیم  .

      تقسیم بندی سیستم لوله قابی :

سیستم های لوله ای با توجه با فاصله بین ستون های خارجی به چند دسته تقسیم می شوند كه به چند مورد اشاره می شود .

1)      قاب لوله ای با فاصله 10 تا 15 فوت (3 تا 4.58 متر) . به این ترتیب كه در پلان های مستطیلی در جهت كوتاه فاصله 3 متر و در جهت بلند 4.58 متر .كه البته این نوع فاصله گذاری برای پلان های غیر فشرده مناسب می باشد و در بسیاری از

ساختمان های بلند یافت می شود . اندازه ستون ها 38×40 اینچ و یا در بعضی طرح ها 27 ×40 اینچ . در ساختمان های فلزی این اندازه ها مقداری كوچكتر شده به میزانی كه ستونها 20 ×36 اینچ می باشند كه البته شرایط ضد آتش آنها را به اندازه ستون های مركب میرساند .

2)      قابهای لوله ای با فاصله 10 فوت (3 متر) ستون ، كه این فاصله برای همه ستون های اطراف محیطی استفاده می شود و در بعضی از ساختمان ها ممكن است برخی از طراحان و مالكان تصمیم بگیرند كه این فاصله كمتر نیز بشود كه اندازه ستون ها 27 ×48 اینچ برای ستون های تركیبی و 20×36 اینچ برای ستونهای فلزی بكار رود .

اولین ساختمانی كه از این سیستم استفاده كرده ، ساختمان 43 طبقه  دویت چیست نات در سال 1964 در شیكاگو است كه این سیستم به خاطر مشكلاتی كه دارد اصلاح شده است ؛ چنین به نظر می رسد كه روش لوله قابی برای ساختمان های فولادی تا هشتاد طبقه و برای ساختمان های بتنی تا شصت طبقه اقتصادی است .

 

ساختمان هائی با ارتفاع 120 متر در سال 1966 و با 43 طبقه ارتفاع ، در مرکز تجاری شهر شیکاگو ساخته شد و این ساختمان نمونه دیگری از سیستم لوله ای است که چهارچوبهای صلب خارجی که از ستونهای پیرامونی تشکیل شده اند ، سازه را مهاربندی کرده و اجازه ایجاد طبقاتی با فضای باز را می دهند

      Architecture.blogtak.com

 


نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد 1388 ساعت 12:55 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

معماری داخلی مجموعه دانش ، فن و هنری است که با عناصر متعلقه و مرتبطش از قبیل فرم رنگ بافت و ... سعی در بهینه سازی فضاها و دست یابی به کارائی و کار کرد مناسب در کنار زیبائی معانی و معناها می باشد.معماری داخلی با ایجاد مجموعه ای از بایدها و نبایده "کثرت ها و کاستی ها "و قرار دادن فرم در برابر فرم و فضا " طبیعت در برابر هندسه ( معماری ارگانیک ) " داخل در برابر خارج و همچنین قدرت و منطق مردانه از یک سو و احساسات زنانه از سوی دیگر (که در اوج وجود به تفاهم رسیده اند )می کوشد ارتباط معنائی و فرمال (  Formal )را مفهوم بخشد . در واقع معماری داخلی به وسیله این ترکیب می خواهد به اهداف مورده نظر خود در طراحی فضا دست یابد.

در معماری داخلی با ایجاد ضرب و اهنگ در هندسه می توان احساسات انسانی را بیدار ساخت در تمامی ابعاد نفوذ کرد و حرکتهائی غیر از حرکتهای عمودی و افقی ایجاد کرد.

ما در معماری با فرکانس های نوری که طول و عرض و ارتفاع را تعریف می کنند، سروکار داریم و موقعی که این سه به موجزترین شکل واقع شود، شما احساس زیبایی می کنید

مجموعه ای از اشکال هندسی، که به صورت مجرد و بی هیچ واسطه ای در فضایی دو بعدی تعین یافته اند. تناسبات، ابعاد، غلظت، تونالیته رنگ های استفاده شده و تحریکات حسی موجود در هر اثر ، بیانگر هماهنگی دقیق در اجزاء است..

انسان به واسطه گرافیك محیطی در کنار معماری داخلی با محیط پیرامون خود سخن می گوید ، و با دیگران ارتباط برقرار می كند. معماری داخلی در ایجاد فضایی مطلوب و دلنشین برای افراد جامعه نقش موثردارد.

محیط مناسب یعنی فضایی كه بشر در آن بتواند فارغ از فشارهای ناخواسته روانی رشد كرده و شكوفا شود و این از خواسته های عقلانی و منطقی هر جامعه است. گرافیك " محیط زیبایی بصری و نظم و هماهنگی مطلوب فضا است.

مقصود از تمام طرح های گرافیكی برای محیط داخلی و خارجی – ایجاد فضایی برای زندگی پر نشاط و سالم و قانع كننده است.

مشخص كردن یك مكان از مكانی دیگر ، زیبا سازی ، نظم و انسجام بخشیدن به فضای و گسترش حیطه فعالیت معماری داخلی، از اهداف گرافیك محیطی به شمار می رود.

معماری داخلی (Interior Design) که به عنوان یک حرفه، یک هنر و یک صنعت در دنیا شناخته شده، بهینه سازی فضاهای داخلی ساختمان ها به منظور انجام فعالیت های روزمره یعنی زندگی وکار است.


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 21 مرداد 1388 ساعت 12:50 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

نگاهی به‌ایده آرونا تی‌وی؛  FAB TREE HOUSE

:: مجتبی محمدظاهری

گرایش ذاتی انسان به طبیعت و آرزوی همیشگی او برای بازگشت به‌آن، یکی از دغدغه‌های همیشگی او بوده‌است. معماری ارگانیک، معماری اکوتک، معماری سبز و... نهضت‌هایی از این دست تلاشی برای بازگشت انسان به طبیعت است. رشد جمعیت و نیاز به گسترش شهرها و در پی آن تامین مسکن و خدمات برای جمعیت شهرنشین، مساله‌ایست که حل آن همواره بر عهده معماران و شهرسازان بوده‌است....

نیاز به مسکن از یک ‌سو، مسایلی از قبیل تخریب محیط زیست طی فرایند ساخت مسکن و مساله‌انرژی و ضرورت پرداختن به مسایل اکولوژیکی و بیو تکنو لوژیکی از سوی دیگر، انسان را به راه حل‌های تازه‌ای رسانده‌است. ترکیب شهرسازی و معماری، اکوتکنولوژی و بیوتکنولوژی راه حلیست که معماری سبز نامیده‌می‌شود.

تعیین اهداف: درنوشته حاضر سعی در بررسی روشها ی طراحی شهری براساس اکوتکنولوژی/بیوتکنولوژی و معماری سبز و بررسی راه‌حل‌های پیش روی آن داریم؛ شهرهایی که در طی فرآیند ساخت، نه تنها تخریبی در محیط زیست صورت نمی‌گیرد بلکه‌اثرات سودمندی بر محیط زیست نیز دارند. آیا می‌توان بدون قطع حتی یک درخت خانه‌ای ساخت؟
گروهی تحقیقاتی در دانشگاه
MIT به پاسخ‌هایی برای این پرسش رسیده‌اند که در ادامه متن خواهد آمد.

:TREEHOUSEFAB این خانه مسکونی در تناسب با اکولوژی به عنوان یک اصل راهنما طراحی شده‌است به گونه‌ای که تقریبا به صورت کامل قابل خوردن باشد و در طی مراحل زندگی خود تامین کننده خوراک بعضی از اورگانیسم‌ها می‌باشد. مادامی‌که در آن سکونت می‌شود باغچه‌ها و دیوارهای خارجی مدام مواد خوراکی برای ساکنین و حیوانات تولید می‌کنند. این خانه، به عنوان یک جزء مستقیما مشارکت کننده در اکوسیستم، از اقتصاد مبتنی بر تولیدات زنده که در آن مواد نه تغییر شکل یافته‌اند نه فناوری شده‌اند، پشتیبانی می‌کند. تصور کنید که در جامعه‌ای به جای تولید صنعتی الوار بریده شده، از درختان و گیاهان کشاورزی به عنوان ساختمان‌های مسکونی استفاده کنند. مفهوم fab tree hab (سکونت گاه درختی) که‌از نکات ظریفی که در دوره روستایی آمریکا تاثیرگذار بود استنباط شده‌است، در سایه نوشته‌های پیشرو و منتقدانه‌افرادی چون Alcott – emerson – Thoreau حساسیت نسبت به طبیعت را تعریف کرد. این نویسندگان بیانگر یک دیدگاه پیشرو و فوق العاده طبیعت محور بودند.

 

دیدگاه‌انها در مورد سکونت گاه به صورت‌های گوناگون گوشه نشینی به دور از ازدحام، سکونت گاه‌های روستایی شاعرانه و خانه‌های کوچک تابستانی در دل جنگل نمایان شد. در سال 1847 این دیدگاه در یک مجموعه خودساخته‌از درختان خمیده سدر یک نوع گیاه Honey suckle به صورت یک خانه تابستانی که توسط Alcott – Thoreau برای دوستشان emerson در وسط یک کشتزار ذرت ساخته شده بود، به‌اوج خود رسید. این خانه شاخص به عنوان نقطه شروع این حرکت محسوب می‌شود. در اینجا دیدگاه سنتی، انسان به عنوان اشرف مخلوقات دگرگون شده و زندگی انسان به عنوان زیرمجموعه‌ای از محیط زیست به روی کره زمین به حساب می‌آید. خانه در این دیدگاه خود را به صورت سمبلیک در محیط زیست اطراف و اکوسیستم سازگار کرده.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 10 مرداد 1388 ساعت 06:51 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

ساخت منطقه واحدهای مسكونی

قسمت اعظم سطح هر سكونتگاه شهری را منطقه های مسكونی آن تشكیل می دهند. منطقه های مسكونی شهر دارای حوزه های اجتماعی متفاوت و پیچیده است. تفاوت در حوزه های اجتماعی بازتاب عینی اختلاف دروضع اقتصادی ـ اجتماعی طبقات اجتماعی ، وضع خانوادگی و وضع نژادی گروه های انسانی در شهرها می باشد. گروه هایی كه از قدرت خرید بالاتری برخوردار هستند ، درواحدهای مسكونی مناسبتری جای می گیرند ، جایی كه منطری جالب دارد ، آرام است و در عین حال دسترسی به آن سهل و ساده انجام می شود. بر عكس ، گروه های كم در آمد در محلاتی كه جاذبه چندانی ندارد ، ارزان قیمت و اصولاً از نظر زیست محیطی و زیست اجتماعی دارای مسائل و مشكلات بی شمار است ، ساكن می شوند.

وضع اجتماعی ، به عنوان دومین عامل ، باعث می شود خانواده های جوان بدون فرزند كه به فضای زندگی وسیعی نیاز ندارند ولی خواستار امكانات وسیع هستند ، آپارتمان نشینی را اختیار كرده و نزدیك به مراكز فرهنگی و رفاهی ساكن شوند. هنگامی كه خانواده دارای فرزند شد ، به خانه وسیع تری نقل مكان می كند و یا به شرط داشتن وسیله نقلیه ، پیرامون شهر را انتخاب كرده و از مركز شهر دور می شود. گروه های نژادی با زبان و فرهنگ خاص خود در بخش ویژه ای از شهر ساكن می شوند و برای جمعیت خود امكانات و خدمات ویژه ای می طلبند.

عوامل موثر در انتخاب منطقه مسكونی

در شهرهای امروزی فقط تعدادی از خانواده ها قادر هستند در هر منطقه و محله شهر كه بخواهند مسكن انتخاب كنند. این عده ، به تناسب اندازه شهر و كاركرد آن به ویژه در مراكز سیاسی و پایتخت ها تعداشان تا ده درصد از خانواده های شهری رسیده وطبقه پر درآمد شهری را شامل می شوند. بقیه مردم شهر باید نسبت به پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی خود در محلات معینی زندگی كنند. از این رو اكثریت مردم شهر در انتخاب مسكن و محله مسكونی از آزادی كاملی برخوردار نیستند.

مناطق مسكونی از لحاظ ساخت فیزیكی ، هماهنگی با محیط ، زمان توسعه ، وضع جغرافیایی ، شهرت و اعتبار عمومی ، میزان امنیت ، چشم انداز محیطی ، قدرت سیاسی ، مشخصات خانواده های ساكن و رفتار اجتماعی افراد با یكدیگر متفاوت می باشند. گاهی اوقات به هنگام انتخاب منطقه مسكونی ، خانواده ها تنها روی یك عامل تكیه می كنند و زمانی شرایط بیشتری را در نظر می گیرند.

عوامل موثر در ساخت مسكونی

در تجزیه و تحلیل اجتماعی ـ اقتصادی ساخت مناطق مسكونی شهرها سه عامل پایگاه اقتصادی افراد ، پایگاه و شخصیت خانوادگی ، پایگاه های مذهبی و نژادی اساس كار را تشكیل می دهد ، از این رو منطقه واحدهای مسكونی با توجه به عوامل بالا و طبق نظریه های اصلی ساخت شهر در یكی از الگوهای سه گانه ساخت دایره ای ، ساخت قطاعی یا محوری و ساخت چند هسته ای قایل تبیین است:

ساخت دایره ای شكل مناطق مسكونی معمولاً با تعداد افراد خانواده ، سن واحدهای مسكونی و واحدهای خودیار ، تراكم خانه سازی ، تلاقی واحدهای ساختمانی در سطوح وسیع تر ، پایگاه شغلی و اشتغال زنان در رابطه است.

ساخت قطاعی یا محوری مسكونی با توجه به سطوح تحصیلات ، انواع مشاغل ، در آمد و قیمت مسكن وسعت می گیرد.

ساخت چند هسته ای مناطق مسكونی به وسیله اقلیتهای مذهبی و نژادی شكل می گیرد و به یك هسته مسكونی كاملاً مشخص در سطوح شهری می انجامد. از اختصاصات این قبیل هسته های مسكونی ، وجود مساكن پرجمعیت قدمت و فرسودگی مساكن ، بالا بودن تعداد خانوارهای اجاره نشین و عدم رعایت اصول بهداشتی در آنهاست.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد 1388 ساعت 09:51 ق.ظ توسط علیرضا بیاتی نظرات |

● معماری ‌فضای سایبر

:: ثریا کریم‌آبادی

«اگر فضا مرزهایی دارد،آیا فضای دیگری در آنسوی مرزها وجود دارد؟اگر فضامرز ندارد، پس آیا اشیا به طور نامحدود توسعه خواهند یافت؟» برنارد چومی

بحث در مورد كانسپت فضای سایبر و عوامل شكل دهنده آن، به یكی از دغدغه‌های معماری امروز تبدیل شده است. واژه فضا (Space) در اصطلاح فضای سایبر(Cyber space) وجود دارد و جزئی از آن است. اگر فضای سایبر به عنوان هنر ارتباط دهنده فضاها تصور شود، همه تئوری‌های معماری موجود در مورد فضا، به نوعی با فهم فضای سایبر مرتبط خواهد بود.

فضاو مكان، اصلی‌ترین موضوع تئوری‌های معماری در ارتباط با فضای سایبر هستند؛ پست مدرنیسم، به عنوان یك دوره پیچیده روشنفكری، به تئوری‌های معماری اجازه نفوذ به مباحث فلسفی را داده، موجی از مباحثات لفظی به‌راه انداخته است. چنین بحث‌هایی در مورد فرضیات مربوط به معماری و ارتباط آن با فضا پرسش می‌كنند. به‌طور واضح‌تر، تغییر در معنای واقعیت باید تاثیراتی از معماری داشته باشد. از آنجا كه فضای سایبر، فضایی مجازی است، پس معماری باید علاقمند به این بحث باشد؛ چرا كه فضای سایبر به نوعی تعریف مجدد سیستم نهیلیستی در معماری است و فرهنگ فضای سایبر، عقب نشینی از حقیقت است.

معماری هر گاه در جایگاه فیزیكی مورد تحلیل واقع شود، در مقایسه با فضای سایبر كه به حسب ماهیت ویژگی غیر فیزیكی دارد، دارای مختصاتی متضاد می‌شود، به این اعتبار، معماری فضای سایبر معنایی كاملا جدید می‌یابد. هر ابژه یا هر فضا با آنكه یك موجودیت خارجی مستقل است ولی در فرآیند ادراك، تبدیل به یك پدیده ذهنی می‌شود؛ در فرآیند این هویت‌سازی، از تصویر ادراكی و ذهنیت خود بهره گرفته و فضا را با آن می‌بینیم و این فرآیندی قیاسی است بین عینیتی موجود(object) با داده‌هایی از آن در ذهن ( subject).
در بسیاری مواقع اتفاق می‌افتد كه علم باورهای فرهنگی ما از واقعیت را دگرگون می‌كند؛ در نتیجه تصور ما از فضا را نیز دگرگون می‌سازد. سرعت تغییر و تحول در عرصه فن‌آوری بقدری سریع است كه هر كشف جدیدی قبل از آنكه فرصت توجه به آنرا داشته باشیم، تازگی خود را از دست داده است. تاثیر فرهنگی این فن‌آوری
Technology)) ، نه تنها ایده‌آل‌های یك نسل را از نسل بعدی جدا می‌سازد، بلكه ایده‌آلهای نسل جدید را نیز با همان سرعتی كه شكل گرفته‌اند، تغییر می‌دهد.

ابزارهای تكنولوژیكی در هر مرحله از تكامل خود، گستره‌ای از مفاهیم گذشته‌ كاربران و مفاهیمی از نسبی بودن تكنولوژی را بیان می‌كنند؛ بدین ترتیب مابین تكنولوژی و تولیدات فرهنگی یك رابطه دوطرفه (Feedback loop) به وجود می آید كه منجر به افزایش متغیر تاثیرات جدید می‌شود. تعدادی از این ابزارهای فن‌آورانه (Technological) به منظور مشاهده دنیاهای واقعی و مجازی به عنوان وسیله طراحی مورد استفاده قرار می‌گیرند. نرم‌افزارهایی وجود دارند كه پروسه تولیدات فرهنگی معاصر را شبیه سازی می‌كنند، جایی كه درآن گذشته و حال همزمان هستند و آینده پیش‌‌بینی نشده است.

ما در معماری دنیاهای مجازی را با استفاده از نرم‌افزارهای كامپیوتری تبدیل به واقعیت می‌كنیم، یک چنین معماری، در حین تعامل با محیط خود تبدیل به یك محصول فرهنگی می‌شود كه خود بخشی از پروسه، در جریان تكاثر فرهنگی است.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 2 مرداد 1388 ساعت 08:36 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

مسجد جامع ارومیه از بناهای نیمه دوم سده هفتم هجری قمری است. این مسجد در وسط بازار قرار دارد و دارای صحن بزرگگ و شبستان آجری وسیع است كه قسمت اصلی وسطی آن با گنبدی بلند پوشیده شده است. محراب مسجد از نظر گچبری و خطوط از زیباترین آثار هنری مغول بوده و ارتفاع آن 82/7 متر و عرض آن 48/5 متر است.

البته محراب در سال 676 هجری قمری بدست استاد عبدالمؤمن تبریزی گچبری شده و شاید خود مسجد از این تاریخ قدیمی تر باشد. مسجد در سال 1184 هجری قمری بدستور رضا قلی خان بیگلر بیگی ایل افشار و حاكم ارومیه تعمیر شده است.

قره كلیسا ـ (كلیسای طاطاوس)

این كلیسا كه به نام تادی مقدس هم نامگذاری شده در روستای قره كلیسا از توابع سیه چشمه شهرستان ماكو ساخته شده و مزار تادی مقدس است. به استناد منابع تاریخی ارامنه در دوره ساساسنیان بخشی از ارامنه عمد ا پیرو دین زرتشت بوده اند و بخشی نیز آئین مهرپرستی داشته اند. برای نخستین بار در سل 43 میلادی دو نفر از مبشرین حضرت مسیح به نام های طاطاوس و باتیلموس از شمال بین النهرین گذشته و برای تبلیغ دین مسیح به آذربایجئان وارد می شوند.

. مسجد جامع

این بنا در داخل بازار است. احداث آن را به نیمه هفتم هجری قمری ربط می دهند. محراب این مسجد از نظر گچ بری یكی از زیباترین آثار هنری دوران مغول است

بازار ارومیه

در مركز شهر قرار گرفته و از خیبان امام منشعب می شود. این بازار مجموعه ای از راسته بازارهای عطاران زرگرها، بزازها، مسگرها و غیره می باشد كه قدمت آن به دوره زند و قاجار می رسد.

دریاچه ارومیه

تقربیاً دریاچه مستطیل شكلی است كه از شمال به جنوب كشیده شده و موجب تقسیم دو بخش خاوری و باختری گردیده است. وسعت آن 6 هزار كیلومتر مربع طول آن حدود 135 كیلومتر عرض آن بین 15 تا 50 كیلومتر است. عمق دریاچه بین 6 تا 16 متر و آب آن تلخ و شور و بچز جاور قرمز پوستی به نام آرتمیا سالنیا جاندار دیگری در آن وجود ندارد.

تخت سلیمان

مجموعه تاریی تخست سلیمان به عنوان مجموعه ای شاخص از دوران ساسایان تا دروه ایلخانی در چهل و دوكیلومتری شم صنایع دستی و سوغاتی ها

مهمترین سوغات شهر ارومیه عبارتند از صنایع چوبی، نقل، بید، مشك، لباسهای پشمی دستباف، عسل، لبنیات، عرقیات گیاهی، بید مشك.

ال شرق شهرستان تكاب در ستان آذربایجان غربی واقع است.

درمسیر مشهد مقدس از شهر سبزوار که می گذشتیم نظرمان را این یخدانهای زمان مغول جلب کرد که جزوء آثار تاریخی است پسرم رفت داخل این یخدانها را ببیند پس ازدقیقه ای آمد سر تکان داد وگفت داخلش پر از آشغال و چند تا سگ هم بودند.  


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 29 تیر 1388 ساعت 11:52 ب.ظ توسط سمیه محرابی نظرات |

خلاصه مقاله:

تأثیر نامناسب انسان ب طبیعت سابقه چندانی نداردواین اخلالگری یك پدیده ی نسبتا تازه است كه به دو عامل مهم مربوط میشود،یكی افزایش جمعیت انسان و یگری تسلط جمعیت انسان ب طبیعت.
درمجادله زیست محیطی جاری در جهان هیچ چیز خطرناكتر از نگاه صرفا علمی به انسان و بیعت نیست،نگاهی كه ارتباط بشر را باریشه های معنوی وی قطع می كند ووجود یك طبیعت تقدس زدایی شده را مسلم می كند.
باید زمینه ای فراهم ساخت تا انسان ب واند دریك محیط پاك و منزه به تلاشی معنوی مادی خود برای استمرار زندگی وبقای طبیعت حركت كند چراكه بدون امنیت زیست محیطی جهانی،نمی توان امنیت ملی و حتی اجتماعی را تضمین نمود.
بیش ازسه دهه است كه رابطه انسان ب جهان طبیعی به دلیل رخ دادن طیف وسیعی از بحران های محیطی،درمقوله های خاص وگاه آزاردهنده در آمده است.طراحی شهرها وساختمانها ئر سراسر جهان گاه موجبات بهبود وگاه تخریب محیط زیست را در زمین فراهم می سازد. انسان م نوی،همیشه طبیعت را چون وسیله ی بهتر شناختن آفریدگار كاویده است،شكلها وفضاهای طبیعت از آنجا كه آفریده ها ونمادهایی خدایی هستند،از هرآنچه آدمی خلق می كند ازلی تروجامع ترند.
دنیای امروز،جهان سكولار،جهانی غیر دینی وبی معناست كه پدید آمدن دو گانگی در شخصیت انسان م نوی را باعث می شود،معمار بارمزونه هرگز به كلامی صریح سه چیز اصلی را به یكدیگر پیوند می دهد.(آدمی-فضای معنوی-فضای كالبدی)مهمترین مفهوم برای ما معماران این است كه محیط مصنوع را با توجه به افزایش كیفیت زندگی ومرتفع ساختن نیازهای آیندگان بسازیم.
دراین مقاله وپروژه سعی شده است علاوه بر نگاه علمی،ازمنظر دین و معنویت نیز به انسان و بیعت پرداخته وراهگشای رجعت دوباره ی انسان ب خود وخدای خود باشد.

بدن انسان:
شكل بدن انسان،منحصر به فرد بودن آن و هویت تشكیل یافته آن از بخشهای متمایز،به انسان اولین قانون تركیب را آموخته است:وحدت در عین گوناگونی.استفاده از بدن انسان در طراحی چه آگاهانه باشد یا نه،بخشی اساسی از تمام تمدنهای معماری،بدون توجه به دوره و زمان آنها را تشكیل می دهد.
استخوان بندی:
ایده اسكلت به عنوان سازه باربر بدن،حتی در ابتدایی ترین كلبه های ساخت بشر مشاهده می شود،كه با استفاده از شاخه های درختان ساخته و سپس با پوششی از پوست حیوانات و بوته های كوچك پوشانیده می شدند.نه تنها سازه چوبی قابلیت ایجاد این رابطه بین كالبد باربر و پوسته خارجی را دارد،بلكه این رابطه دوگانه از زمانی كه شروع به استفاده از فولاد و بتن مسلح در مصالح ساختمانی شد معنی تازه ای یافته است.
حیوانات:
استفاده از خصوصیات بدن حیوانات در بسیاری از تمدنهای بشری،این قابلیت را برای معماران ایجاد كرده است تا از تقلیدی سمبلیك برای ایجاد ارتباط بین ایده های خود و ایجاد ارزشهای جامع استفاده كنند.صفات مشخصه هر حیوان و هر كدام از اعضای بدن آنها(بال،پنجه،منقار و...) در ساخت بناها به منظور دستیابی به قدرت جادویی استفاده می شده است. از نمونه های استفاده شده فرمهای بدن حیوانات در معماری می توان از فرم دفاعی بدن لاكپشت،فرم سیال و آزاد بدن پرندگان و فرمهای محاطی حلزون نام برد.
كوهها:
گفته می شود" برای آنها كه رویاهایشان برخاسته از طبیعت است،حتی كوچكترین تپه منبعی از الهام است" ستایش كوهها به عنوان نقاط عطف جهان،الهام بخش تمایل سركوب ناپذیر انسان برای ساخت كوههای نمادین همانند زیگوراتها،هرمها و معابد و به همان شیوه در عصر امروز،آسمان خراشها و سازه ساختمانهای مسكونی كه از منظر اطراف خود تبعیت می كنند،شمرده می شود.
كریستال:
در آشوب سنگهای بی فرم،زمین گنج خود(كریستالها) را پنهان كرده است.اینجاست كه طبیعت آشكارا قصد دارد به انسان نظم،وضوح و اطاعت از قوانین آفرینش و تكامل را بیاموزد.
شاخه:
انشعاب جزیی از طبیعت درخت است كه به انسان ایده رشد و تكثیر را می آموزد.انشعاب مظهر ایجاد است، تولید مثلی كه در مقطع زمانی خاص از رشد خود در طبیعت دو برابر می شود،دقیقا عكس آنچه در مورد جریان آب اتفاق می افتد مادامی كه حركت رو به جلوی آن،شاخه های جدا شده از سرچشمه را به هم پیوند می دهد.انشعاب به انسان قدرت تكرار را می آموزد.دنباله ای از تنه،شاخه ها،سربرگها،برگها و ... قانونی مشابه نظم حاكم بر معماری را به نمایش می گذارد.
درخت:
درخت در بسیاری از فرهنگها سمبلی از كل عالم،پیدایش و تكامل آن است.همینطور رشد عمودی آن،درخت را به مظهری انسانی تبدیل می كند،سنبلی از آنچه آن را مقیاسی از كل جهان می دانیم.اولین بار قانون "treeness"توسط رایت در یكی از سخنرانیهای اولیه اش مطرح شده است.
گل آذین(inflorscene)
گل آذین نحوه استقرار گلها بر روی شاخه به عنوان محوری عمودی است. گل آذین سیستمی انشعابی دارد. در طول تاریخ،تقریبا تمام سیستمهای استقرار گل آذین،معادلی در معماری بناها و به همان میزان در تزیینات یافته اند.
گلها:
مدلهای مركزگرای گلها نه تنها به معماران ایده های بی پایانی از فرمهای تزیینی را می دهد،بلكه اصول توزیعی و ارگانیسم های طبیعی شكل گرفته براساس محوری عمودی و با فرمهای متنوعی از ساختارهای لایه ای هم پوشاننده،آرایشی از چیدمان گلبرگها حول یك محور مركزی و گسترش عمودی آن از یك نقطه را به نمایش می گذارد.
و در آخرآنكه ما باید درك و آگاهی خود از طبیعت را با توجهی محتاطانه و از طریق تحقیقات و مطالعات دقیق برای دستیابی به بالاترین درجه كارایی،اندیشمندانه سازیم.تا كنون بیشتر توجه انسان به طبیعت رویكردی احسلسی و شهودی بوده است اما در حال حاضر روش و شیوه ای متفاوت دتوسعه سریع تكنولوژی و صنعت سبب رشد بی‌رویه شهرهـا و توسعه حومه‌سـازی و تخریـب فضـای سـبز گردید.شهرهای باكیفـیت متوسـط جایگزین طبیعـت بـكر و محیـط‌های روسـتایی شده است. درنتیجه زیـبایی این محیط‌های بـكر و طبـیعی به ناموزونی و زشتی جوامع صنعتی بدل شده است. اشـكال طبیـعت در هر سـرزمیـن و در میـان هـر ملتـی و جامعـه‌ای از دیـربـاز بـه صورت‌ها و نمادهـایی به صورت مستقیم و انتزاعی به چشم می‌خورد. در معماری ایران نیز چه در دوران باستان و چه در دوران اسلامی نمادگرایی با اشكالی از طبیعت به وفور دیده می‌شود. باغ ایرانی نمونه‌ای درخشان از پیوند طبیعت و معماری در معماری ایرانی است. دیـروز و در پـیش از مدرنیسـم میدان‌ها،خیابان‌ها،كوچه‌ها،بازارها و باغ‌ها جایـی برای دیـدار مـردم بودنـد. ساختـمان‌ها خود در اطـراف كـوچه وخیابـان و بـازار احســاس هویت مكانی می داد و شبـكه‌هـای ارتـباطی شهری مناظری گوناگون و بدیـع داشت و از فضاهـای آن به شكـل‌های مختلفی استـفاده می‌شـد. فضـاهایی كه به گونه‌های مختلف طبیعت را در كنار خود داشت، اما پس از آن بناها و ساختمان‌ها ظهوری گستاخانه و لجـام‌گسیـخته داشـت و با ایجـاد محیـطی بـی‌روح ، روح انسـانی را خسـته كرد. با پـایان گرفتـن قرن بیسـتم بازگشت جدی به طبیعت و بهره‌برداری صحـیح و سالـم از آن می‌رود كه انـسان را در آسـتانه قـرن جدید به دستاوردهای جدیدیكافی است سری به موزه ایران باستان یا هر موزه دیگری از شهرهای كشورمان كه در آن‌ها سفال‌هایی از دوران باستان به نمایش درآمده، بزنید و نگاهی به نقش‌هایشان بیندازید، تا متوجه شوید كه چگونه محیط زیست بشر یا همان طبیعت بر روی تفكرات و فرهنگ او تاثیر گذاشته است.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 19 تیر 1388 ساعت 08:41 ق.ظ توسط سهیلا قاسمی نظرات |

معماری مصر به 2 گروه تقسیم می شود : 1.معابد مصری-2.مقابر مصری

چون مصری ها عقیده داشتند که زندگی دنیوی اهمیتی ندارد بنابراین به خانه هایشان نیز اهمیت نمی دادند و خانه ها را از مصالح کم دوام وبا معماری ساده می ساختند به همین دلیل معماری آنها به مقابرشان خلاصه می شود اولین مقابر مصری "مصطبه" نامیده می شود.این مصطبه ها حجمی ذوزنقه شکل دارند که همانند سنگ قبرهای امروزی استفاده می شده اند.

کم کم با گذشت زمان ارتفاع این مصطبه ها بیشتر وبیشتر شد تا به صورت یک اتاق در آمد که آنرا اتاقک مرده نامیدند.ارتفاع و حجم این اتاقکها با توجه به مقام متوفی تغییر می کرد.

معبد میلیونها سال :

تالار اعیاد که معبد میلیونها سال نیز نامیده می شود، تالاری ستوندار است با دو ردیف ده تایی ستون در مرکز و سی و دو ستون تزئیناتی با مقطع مربع نیز در محیط پیرامونی. دو ردیف ستونهای ده گانه, وظیفه باربری سقف تخت تالار را برعهده داشتند که دارای ارتفاعی بلندتر از سقف بخشهای پیرامونی این فضای زیبا بود و این باعث بوجود آمدن ردیف پنجره زیر سقفی، جهت هدایت نور به درون معبد میلیونها سال می شد. این تالار زیبا در دوره حاکمیت توتموس سوم احداث گردید.

مجموعه معابد کرنک، همچنین دارای تعداد بسیار زیادی تندیس فراعنه می باشد که هم به صورت نشسته در کنار دروازه ها قرار دارند و هم به صورت ایستاده، به ویژه در قالب ستون یا متکی به دیوار همجوار خود. تمامی جدارها نیز اعم از دیوارها، ستونها و تک ستونهای یادمانی، مملو از نقوش برجسته می باشند و بیشتر آنها اختصاص به خدایان و فرعون ها دارند.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 06:03 ب.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |

 

دوره مصر باستان:(3000تا300ق.م)

دوره مصر باستان دارای 3دوره است:

1.مصرکهن

2.مصر میانه

3.مصر جدید

مصریها قومی ابدیت گرا بودند .در مصر هر معماری که مربوط به آن دنیا باشد سنگی است و هر معماری که مربوط به این دوران باشد خشتی وفانی است.بنابراین آنها برای مرده قبری سنگی ومحکم می ساختندو مرده را مومیایی می کردند.

معبدهای مصریان همه از سنگ بود.وآنها خدای آفتاب را می پرستیدند.میل منار مصری (یادمان خدای آفتاب )مظهر خدای مصر است.و به نام ابلیس معروف می باشد.مقبره ابلیس در واشنگتن می باشد.

اولین مقبره هایی که در مصر ساخته شد مصطبه نام داشت که مقبره های انفرادی بودند و شکل آنها از تلماسه های بیابان الهام گرفته شده بود. و از سنگ ساخته شده و ارتفاع آنها از سطح زمین حدود 2/5متر بوده است.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 05:56 ب.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |

معماری مصر باستان

مصر - " واقع در کشور مصر , بنایی یکپارچه از سنگ که در یک کوه غولپیکر بوده در ان هیچگونه مصالح ساختمانی بکار نرفته است .!!  تنها مصالح ساختمان این بنای حیرت انگیز از قبیل سیمان و گچ و اجر است که توسط صنعتگران مصرباستان و حجاران بی همتای فراعنه بصورت معبدی در امده است که نسل امروز با دیدنش در بحت و حیرت فرو می رود . تا امروز کتابهای بسیاری از چگونگی ساخت این معبد افسانه ای چاپ و منتشر شده است . حکایت ساخت معبد " ابوسیمبل " حکایت باور نکردنی از تلاش انسانهای است که بیش از 30 سال بصورت مداوم و پیوسته بر روی سنگهای خارا کار میکردند. کتاب " اسرار معبد ابوسیمبل " بقلم " زهی حواس " و " فارق حسین " دو تن از باستان شناسان نامی مصر میباشد که خلاصه ی ان برای شما در نظر گرفته شده است اگر بخواهیم از یکی از مقتدرترین فراعنه مصر نام ببریم بی شک " رامسس دوم " میتواند مشهورترین. فرعون مصر باستان لقب بگیرد. رامسس دوم از بزرگ ترین فراعنه مصر میباشد که افتخارات و فتوحات بسیاری در زمان زمامداریش صورت گرفت , " رامسس دوم " نزد مردم مصر خدایی فنا ناپذیر بود . وى از سال ۱۲۹۲ تا ۱۲۲۵ پیش از میلاد به مدت ۶۷ سال سلطنت كرد
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 05:53 ب.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |

معماری یونان در دوره ی هلنی

معماری دوره هلنی: برای نخستین بار یک تاریخدان آلمانی در سال 1836 میلادی واژه «هلنیسم» را بکار برد، و پس از آن این نام به دوره ای از تاریخ سیاسی و فرهنگی و هنری یونان که مشخصه آن پدید آمدن دولتها در مناطق امپراتوری یونان پس از مرگ اسکندر بود، اطلاق گردید. این دوره از سال 330 ق م تا 27 ق م تداوم یافت. محدوده ی جغرافیایی هنر هلنی از شمال تا جنوب روسیه، از شرق تا هند و از جنوب مصر و شمال آفریقا و از طرف غرب کناره های مدیترانه، فرانسه و اسپانیا بوده است. شهر تاکسیلا در پاکستان جزو آثار دوره هلنی است. پیروزی اسکندر مقدونی موجب گسترش تمدن و هنر یونان به سایر نقاط گردید . تا آنجا که نیمی از جهان آن روز را زیر سلطه خود قرار داده بود. این گسترش روز افزون موجب گردید که هنر اصیل یونان، تعمیم و اعتبار خود را از دست بدهد و در اغلب موارد منحصراً برای عظمت مادی و شکوه و جلال کاخهای حاکمان مقتدر بکار رود و از طرفی این دوره از نظر هنری و فرهنگی تحت نفوذ عناصر فرهنگی و هنری مشرق زمین قرار گرفت و به این ترتیب هنری متبلور گردید که آنرا «یونانی مابی» (هلنیسم) نام نهاده اند. البته برخی از پژوهندگان معتقدند که هنر دوره هلنی یا یونانی مابی دنباله مستقیم تحولاتی است که نه در زمان اسکندر بلکه پنجاه سال پیش از آن روی داد.

 پیکره سازی: در دوره ی هلنی یونانی ها در پیکره سازی تجسم آلام جسمی و اضطرابها و جنبش های نامنظم و تشویش آمیز روح و جسم را که از مشرق زمین اقتباس کرده بودند، نشان دادند. مهمترین و بهترین آثار هنری در آسیای صغیر یافت شده است، از نمونه های ارزشمند آن پیکره های نقش بر جسته های نمای شمالی معبد زئوس در «پرگاموم» است که به بهترین شیوه ساخته و پرداخته شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 05:41 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

 دوره کلاسیک شهر كلاسیك غربی (فرشتة خوش قلب)

شهر یونانی یا  پولیس (Police):

مهمترین دستاورد زندگی شهری در یونان باستان در زمینه سازمان اجتماعی بود و نه تكنولوژی . اختراع دولتشهر(polis) گام مهمی بود كه یونانیان برداشتند . واحد زندگی مدنی در یونان شهر های با حكومت مستقل بود كه دولتشهر خوانده می شدند. در یونان باستان هر گز دولت ملی بزرگتر از شهر به وجود نیامد و برای یونانیان باستان مفهوم دولت ملی ناشناخته بود.

در یونان شهروند كسی بود كه اجدادش به خدا یا خدایانی می رسید كه  مسئول و نگهبان  شهر  بودند 

( جد اسطوره ای مشترك ) به همین جهت در نیایش مشترك شهروندان شركت می كرد و حق عبادت در معبد خدایان مشترك شهروندا ن را داشت . مثلا ً مردم آتن خود از اعقاب الهه آتنا می دانستند كه الهه حامی شهر آتن بود . به همین جهت وقتی سقراط بخاطر تردید كردن در وجود خدایان محكوم شناخته شد به او اختیار دادند تا میان تبعید و یا نوشیدن جام شوكران یكی را انتخاب كند و سقراط بی درنگ نوشیدن جام زهر را برگزید زیرا برای یك شهروند یونان باستان كه منبع تمام هویتش شهری بود كه به آن تعلق داشت نفی بلد به معنای بی هویتی و نابودی كامل روحی و وضعیتی غیر قابل تحمل بود . یونانیان هیچگاه شهروندی را به واحدهای سیاسی بزرگتر از دولتشهر گسترش ندادند این كار را رومیان كردند .

   در دوران دموكراسی مفهوم قانون ، آزادی بیان و شخصیت فردی شهروندان بوجود آمد . دریونان باستان اعتقادبه قانون وجود داشت دموستین حكیم می گفت : " همه زندگی انسان چه در شهر بزرگ زندگی كند و چه در شهری كوچك توسط طبیعت و قانون تعیین می شود ،‌طبیعت آدمها فرد به فرد متفاوت است . اما قانون میراث عموم مردم است و برای همه یكسان است زیرا همه خواهان عدالت ،‌زیبا یی و مفیدیت هستند"، زیبایی دوستی و حساسیت هنری از ویژگیهای فرهنگ یونان باستان بود. خرد گرائی و تعقل آزاد وكنجكاوی كردن در ماهیت جهان نیز یكی دیگر از مشخصات یونانیان باستان بود و همین ویژگی باعث شد تا فلسفه در این سرزمین بال وپر بگیرد و بعد از آنجا در سرزمینهای دیگر پخش شود .


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 05:39 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

هنر و معماری یونان

 یونانیان باستان خود را از اعقاب هلن ملكه تروا میدانستند .به همین جهت سرزمین خود را  هلاس ( Hellas) می نامیدند. دوران حكمروایی اسكندر مقدونی و جانشینان اورا دوران هلنیستی می نامند كه به معنای شبه هلنی است.زیرا حكومت اسكندر تركیبی بود از اندیشه امپراطوری از یكطرف و نوعی برداشتهای سطحی از  اشكال تمدن یونانی باستان.

چهار دوره هنر و معماری یونان :

الف) هنر دوره هندسی: به آثار هنری پیش از دوره آرکائیک اطلاق می گردد. که در آن بر روی سطوح ظروف سفالی از طرح های منظم هندسی استفاده شده است.

ب) هنر و معماری دوره آرکائیک (کهن) 630 تا480 ق . م

ج) هنر و معماری دوره کلاسیک 480 تا 330 ق . م

د)هنر و معماری دوره هلنی 330 تا 27 ق . م

دوره کهن/آرکائیک

 (آرکائیک): در این زمان, دوره هندسی جای خود را به مرحله یا «شیوه خاور مآبی»دوره کهن داد.  

درمعماری دوره کهن شیوه دوریک و یونیک برقرار بود. معابد کوچک و ساده بودند از قدیمی ترین معابد این دوره :

معبد هرا در المپ مربوط به سال 600 ق م  با ابعاد 50 *18.5 متر و بلندی ستونهای آن 5.40 متر است

باسیلیکای پستئوم ؛ در جنوب ناپل در حدود 550 ق م ؛ نمونه ای از سبک دوریک کهن به شمار می رود.  این بنا معبدی دور ستونی است .

گنج خانه سیفنوس ها: یکی از بناهای کهن به شیوه ایونیک ، سال 530 ق م  در شهر دلفی . در آن حمل و نگهداری سقف توسط ستون های زن پیکر (کاریاتیدها) است ولی ایونیک  محسوب می گردد.

معبد آرتمیس: در شهر افسوس، آسیای صغیر ؛ سال560 تا 550 ق م . ابعاد آن 55 *115متر است، به شیوه ایونیک.

از دیگر معابد ؛ معبد آپولون شهر دلفی و معبد آفائیا در شهر آیگینا در قرن ششم ق م این مرحله, مرحله گذرایی بود و پس از آن عناصر تازه ای از هنر با هنر اصیل یونانی پیوند خورد و شیوه ای, جدید پدید آورد که سبب بنیان و پیشرفت هنر یونان گردید. این دوره را به نام «دوره کهن» نام گذاری کرده اند که از اواخر قرن هفتم پیش از میلاد آغاز شده و تا شروع جنگهای ایران و یونان در زمان خشایار شاه هخامنشی (480 ق م) ادامه داشته است. پیامد روابط جدید با شرق, ظهور پیاپی جانوران و هیولاهای مرکب متعلق به خاور زمین در سطح ظروف یونانی بود.

 پیکر تراشی: گرایشهای شیر, ابولهول, شیربالدار, آدم تنه اسبی(مینوتور تکامل پیکر تراشی در. یونان درست همانند گرایشهایی است که در نقاشی سفالینه هاست. یعنی مرئی و قابل توصیف اند. یونانی که در سال680 ق م ساخته شده اند, سرآغاز دوره کهن است. پیکره های مفرغی پسر و دختر جامه های بلند و مجلل این پیکره ها را می توان دلیلی بر ساخته شدن آنها در ایوانی دانست.  زیرا اینجا که گرانبها بود و پیکر دولتهای ثروتمند یونانی, سلیقه و علاقه خاورمآبانه خود را به تزئینات شکوه در زندگی و هنر گسترش دادند. پیکره سازی یونان فقط مختص پیکر تراشی جدای از معماری نیست,  بلکه بخش عظیمی از پیکر تراشی این دوره جزو تزیین ساختمان معابد است، که به صورت نقش


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 05:35 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |

هنر یونان (معماری(


«احیای» این معماری به دست مهندسان معمار اروپایی در اواخر سده هجدهم باعث انتشار پر دامنه سبک یونانی شد و مخصوصاً در بناهای رسمیدادگستریها ، بانکها ، تالارهای شهر، مجالس           قانونگذاری – که با توجه به تأثیرگذاری پر ابهت شان طراحی می شدند، از معماری دوره کلاسیک که اساساً از معماری یونان ملهم بود، تقلید می شد.


با آنکه خانه های یونانیان باستان از هرگونه زیورهای خودنمایانه عاری بود، یونانیان پادشاهی درخور  خانه های شاهانه نداشتند و مراسم مذهبی خویش را در فضای باز اجرا می کردند، معمارانی کوشا و خستگی ناپذیر بودند. ساختمانهای بسیار مهم ایشان نیز در آغاز به شکل زیارتگاههای ساده برای    نگهداری از تندیسهای خدایانشان ساخته می شدند. هر روز به ساختن این ساختمانها توجه بیشتری    معطوف می شد تا آنکه به احتمال قوی تصمیم گرفتند صفات هر خدا را در خود ساختمانها یا      زیارتگاهها مجسم گردانند.


پیکرتراشی نقش خود را در این تحول ایفا کرد، بدین معنی که تا اندازه ای در تزیین ساختمانها، تا      اندازه ای در بازگویی بخشی از صفات خدایی که نمادش درون معبد گذاشته می شد و تا اندازه ای نیز      به عنوان یک پیشکش نذری مورد استفاده قرار می گرفت. اما یونانیان، خود ساختمان را نیز گونه ای  پیکره می پنداشتند که شکلی انتزاعی دارد و از نیروی پیکره برای مجسم ساختن صفات انسانی    برخوردار است. اهمیت نافذ معبد پیکره دار و نقش الهام بخش آن در زندگی همگانی را با برگزیدن     نقطه ای مرتفع – غالباً بر فراز تپه ای مشرف یا مسلط به شهر (آکرو پولیس) – برای ساختمانش،      مورد تأکید قرار می دادند.


همچنان که ارسطو تأکید کرده است: «محل ساختمان معبد باید نقطه ای باشد که از همه طرف دیده شود     و مقام فضیلت را حقاً بالا ببرد و بر پیرامونش تسلط داشته باشد» و احترامی که یونانیان برای معبد و نبوغ پایه گذارانش قایل می شده اند، در این سخن افلاطون بازتاب یافته است: «خدایان و معابد، به راحتی پیدا و ساخته نمی شوند و برپا داشتن آنها کار عقلی پرتوان است». معابد اولیه از چوب ساخته می شدند و با گذشت زمان، شکل چوبی آنها تدریجاً دگرگون شد و مصالحی ماندگار چون سنگ آهکو و گاه مرمر به کار گرفته شدند. مرمر گران بود ولی کوههای سنگ مرمر بسیار نزدیک بوند: هومتوس در شرق آتن با سنگ آبیسفیدش، پنتیلیکوس در شمال شرق آتن با سنگ سفید براقش که مخصوصاً برای کنده کاری مورد استفاده قرار می گرفت، و جزایر آیگینا، مخصوصاً پاروس، که مرمرهای دارای کیفیتهای گوناگون را به مقادیر بسیار زیاد در اختیار هنرمندان قرار می دادند.


معبد یونانی، از لحاظ نقشه، شباهت نزدیکی به تالار بارگان میسنی دارد و حتی در پیشرفته ترین شکل   این معبد، سادگی بنیادی ساختمان تالار مزبور به چشم می خورد، یک اتاق تک یا دو اتاق تو در تو (مقصوره) بدون پنجره، با یک در (دو در برای مقصوره تو در تو) و یک رواق یا دو ستون بین   دیوارهای پیش آمده (ستونهای بین دو جرز)، یا ستون بندی خلفی (ستون بندی بی دیوار)، یا ستون       بندی خلفی و قدامی، یا هر یک از این نقشه ها که به وسیله (یک ردیف یا دو ردیف، ستون بندی محاط   شده باشند.


آنچه از همه در معماری خاور نزدیک باستانی دیده ایم: نظم و فشردگی و تقارن آن است که مثلاً در     نقطه مقابل گروه بندیهای بی نقشه معابد مصری قرار دارد. تفاوت در حس تناسب توسط یونانیها و    کوشش شان برای رسیدن به شکلهای کمال مطلوب برحسب رابطه های منظم عددی و قواعد هندسی    است.


در این نقشه ها می توان نوعی جهش یا فرارویی از واحدهای بسیار ساده به واحدهای بغرنج تر را      بدون هیچ گونه تغییر بنیادی در نوع واحدها یا طرز گروه بندی آنها دید؛ زیرا معماری یونانی، همچون موسیقی کلاسیک، یک تم یا مضمون ساده مرکزی دارد که مجموعه ای از شکلهای بغرنج اما همیشه  مفهوم تر، از بطن آن فرا روییده اند و یا مقایسه ای دیگر، می شود گفت که نقشه معبد، همانند آن     اختراع بزرگ دیگر یونانیها یعنی هندسه است که قضایا و دیگر استنباطات جنبی آن از یک مجموعه  اصول متعارف ساده و اولیه استنتاج می شود.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 8 خرداد 1388 ساعت 05:34 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت