تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - مطالب تیر 1389
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

در سیر تاریخی اولین تمدنهای شهری سه دوره اصلی قابل تشخیص هستند . هر یک از این دوره ها « با تغییرات بنیادی و انقلابی در ابعاد اقتصادی و شیوه های معیشت جوامع پیشرفته همراه بوده و چنان افزایش جمعیتی را به دنبال داشته است که اگر آمار دقیقی در دست بود، جهش های عمده ای را بر روی نمودار جمعیتی نشان می داد».

اولین دوره ازاین دوران عصر پالئولتیک است که حدود یک میلیون سال پیش آغاز شده و تا ده هزار سال پیش ادامه داشته است و بدنبال ان عصر پروتونئولتیک و نئولتیک می باشند. پس از این دوران ، دوران چهارم یا عهد برنز می باشد که حدودا 2500 الی 3000 سال ازقبل از میلاد آغاز شده و بیش از 2000 سال بطول انجامیده است. در این دوره است که اولین تمدن های شهری بوجود آمدند.

نخستین سه تمدن جهان بر اساس زمان آغاز آنها ، بین النهرین ، مصر و هند هستند که به تمدن های مرده مشهور بوده و تمدن غربی نیز از همین سه تمدن نشأت گرفته است. هر چند سه تمدن قاره آمریکا ، مکزیک، آمریکای مرکزی و پرو بسیار دیرتر از تمدن چینی بوجود آمده اند، اما آنها نیز همگی در اثر بی رحمی و شقاوت اسپانیا ئیها بین سالهای 1518 الی 1523 بکلی از بین رفتند. در قرن شانزدهم«اروپا در اینجا نوعی و شکلی از گذشته تاریخی خود را در برابر خود می یابد». جائیکه تکنولوژی فلزی هنوز یا کشف نشده بود و یا مراحل بسیار ابتدایی خود را طی می نمود.

تمدن چین استثنای خارق العاده ای می باشد. فرهنگ خدشه ناپذیر آن از ابتدای پیدایش در سه هزاره پیش از میلاد در حاشیه رود زرد ، تا قرن بیستم همچنان پا بر جا باقی مانده و تداوم داشته است. مهمتر آنکه تمدن شهری چین در قرن هشتم میلادی که یکی از دوره های قدرت و شوکت تمدن چین بوده است به ژاپن که هنوز جامعه ای اصولاٌ  کشاورزی بوده راه یافت .

در بعضی مناطق دنیا ، از جمله آمریکا و استرالیا ، تمدن شهری یا اصولاٌ به مناطق غیر مسکون وارد شده است و یا بر مردمی اساساٌ بومی تحمیل شده است. حتی امروزه نیز جوامعی وجود دارند که از هر نظر در عصر پالئولتیک بسر می برند.

عصر برنز

پروفسور چایلد در کتاب « انقلاب شهری» می گوید قبل از شرح دگردیسی جوامع روستائی و بدوی به اولین شهرها بین 3000 الی 3500 سال ق.م تعریفی از شهر مورد نیاز است. گیدئون اسجوبرگ شهر را به عنوان « جامعه ای با تراکم و جمعیتی قابل
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 24 تیر 1389 ساعت 08:28 ق.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |

Interview with God

گفتگو با خدا

I dreamed I had an interview vith God

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

So you would like to Interview me? "God asked"

خدا گفت: پس می خواهی با من گفتگوکنی؟

If you have the time" I said"

گفتم: اگر وقت داشته باشید.

God asked

خداوند فرمود:

My time is eternity

وقت من ابدی است.

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که می خواهی بپرسی؟

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

God answered…

خدا پاسخ داد......

That they get bored with childhood

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.

They rush to grow up and then long to de childhood again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول میکنند

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند.

By thinking anxiously about the future.

این که با نگرانی نسبت به آینده زندگی فکر می کنند.

They forget the present.

زمان حال را فراموش شان می شود.

Such that they live as if they will never die.

این چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد.

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

And then I asked….

بعد پرسیدم...

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها، می خواهید آنها چه درسی از زندگی را یاد بگیرند؟

God replide.

خداوند دوباره پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.

But simplay do not know how to express or show their feeling.

 

اما بلد نیستند احساس شان را ابرازکنند یا نشان دهند.

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرند که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

And to learn that h me here.

و باید یاد بگیرند که من اینجا هستم

Always  and Always

همیشه

اثری از ریتا استریکلند


نوشته شده در یکشنبه 20 تیر 1389 ساعت 10:04 ق.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |

با سلام خدمت همه دوستان عزیز

متاسفانه مدتی میشه که ما وقت نکردیم یه سرو سامونی به وبلاگمون بدیم!

ولی حالا که امتحانات ترم سوم تموم شده بیشتر در خدمتتون هستیم و امیدوارم که مارو به خاطر این کوتاهی ببخشید.

( البته بگم دروس این ترم ما همه تخصصی بودند و ما مجبور بودیم بیشتر به درسامون برسیم و وقتی برای رسیدگی به وبلاگمون نداشتیم.)  

اولین چیزی که می خوام تقدیمتون بکنم یه مطلبیه که یکی از دوستام خیلی خوبم بهم داده که دوست دارم اونو تقدیم همه دوستام بکنم ، تا از خوندنش لذت ببرن.

گفتگو با خدا.....

 


نوشته شده در یکشنبه 20 تیر 1389 ساعت 10:00 ق.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت