تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - انسان شناسی شهری
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

 

ساختار اجتماعی شهرهای امروز و ناکامی شورایاری ها

مدتی است که در مدیریت شهری، بحث توسعه محله ای به عنوان یکی از الگوهای مطلوب توسعه معرفی شده و به دنبال آن سعی می شود برنامه هایی در راستای احیای محله ها و نیز مدیریت محله محور شهرها اجرایی گردد. مهمترین نمود این سیاست نیز تشکیل شورایاری ها در تهران و به تبع آن در سایر شهرهای کشور است. تجربه هایی که گرچه با شتاب بسیاری تکثیر می شوند و به سراسر ایران بسط پیدا می کنند اما به نظر نمی رسد حتی در خود تهران موفقیت چندانی کسب کرده باشند. شورایاری ها قرار بود به نوعی، اطلاع رسانان محلی و معتمدین محله های شهر باشند و در خارج از چارچوب های اداری و بوروکراتیک به نیازسنجی، اولویت بندی و نیز بیان و پیگیری مسائل و مشکلات سلول های مختلف شهر بپردازند، اما این نهادها امروز بیش از هر چیز به ادارات کوچک دولتی ای در سطح محله ها تبدیل شده اند که از همان مشکلات و کمبودهای ساختارهای اداری رنج می برند. آیا این عدم موفقیت، به عملکرد آنها و ساختار درنظر گرفته شده برایشان بازمی گردد؟ بدون شک بخشی از علت را در همین جا باید جست اما به نظر می رسد این ناکامی، علت دیگری نیز دارد که مهمتر از علت اول است، علتی که به ساختار اجتماعی شهرهای ایران و تغییر جایگاه محله در آنها بازمی گردد. این مقاله قصد بررسی این مسئله را دارد.

محله های شهری، رویایی در انتظار واقعیت

حرف اول- شنیدن از گذشته و حال و هوای آن، گاه انسان را پر از وسوسه می کند، وسوسه تکرار در حال، و این مسئله وقتی قوت می گیرد که انسان می بیند دوای درد بسیاری از مشکلات امروز، روش ها و راه حل هایی است که گذشتگان آموخته و پیاده اش کرده اند. از این جمله است معضل امنیت در شهرها و کیفیت زندگی در آنها، آن هم در شرایطی که نیروی انتظامی هرچه تلاش کرده و قوای خود را مجهز می کند هنوز هر شب در جای جای شهرهای ما دزدی قاچاق و قتل صورت می گیرد، هر چه کمیته امداد، خود را تکثیر می کند و گسترش می دهد باز کسانی، از گرسنگی به جرم می افتند و یا گوشه گوشه خیابان از تکدی گری پر می شود. هر چه شهرداری، خود را خرد می کند و زیاد می کند و گسترش می دهد باز سیل نیازها و توقعات و مشکلات است که دست نخورده به روی زمین می ماند.تابلوهای شهر تماما پر می شوند از تبلیغات رسانه هایی که مدعی اند :"دیگر هیچ کس تنها نیست!" ولی عجب است که هرچه ضریب نفوذ این رسانه ها بالاتر می رود گلایه ها بیشتر می شود که چرا این قدر تنهاییم و نسبت به هم بی تفاوت؟ اینجاست که انسان بیشتر از یک حس زیبای نرم خاطره انگیز، هوای گذشته ها را می کند : محله ها را با جوانان سرگذری اش، با نظام های حمایتی و مدیریتی داخلیش و با شب نشینی ها و کاسه همسایه بردن ها و بچه محل هایش... در چنین دقایقی است که گاه یک سوال از گوشه ذهن خیلی سریع و خیلی غریب، عبور می کند - درست مثل هزاران آدم این شهر که هر روز به همین شیوه از کنارت عبور می کنند- : آیا می توان محله ها را دوباره احیا کرد؟

چرا محله ها کمرنگ شده اند؟

حرف اول – " قدیم ها در شهر امنیت نبود، برای همین خود مردم حواسشان به محله بود که یک وقت غریبه رفت و امد نکند. .هرکس داخل محله می شد جوان های سرگذر، جلویش را می گرفتند و می پرسیدند با چه کسی کار دارد و چرا به محله انها امده است؟ غریبه هم اگر اصطلاحا دست پایین را می گرفت و جواب سوال ها را درست و حسابی می داد که هیچ،در غیر این صورت همه می ریختند سرش و حسابی کتکش می زدند. یادش به خیر..." پدرم از خاطرات کودکیش تعریف می کند و من سعی دارم از خلال انها تجربه زندگی در "محله" را بفهمم. در همین حال و احوالیم که تلویزیون اعلام می کند حسین پناهی، هنرپیشه کشورمان درگذشت و بعد توضیح می دهد که جنازه او چند روز در منزلش ماند، آن قدر که باد کرد و همسایه ها از بوی تعفن ناشی از متلاشی شدن جسد، تازه متوجه مرگش شدند. صحبت های "حاج ابراهیم " در سرم می پیچد ، آنجا که می گفت: " شب اول قبر از انسان درباره همسایه اش می پرسند.آدم حتی در قبال گرسنگی همسایه اش تا 40 در آن طرف تر مسئول است!"

محله، نهادی برای پاسخ به سه نیاز

حرف اول – زیگموند باومن در کتاب "عشق سیال" خود می گوید: "شهر،محلی است که در آن غریبه ها با هم ملاقات می کنند.در مجاورت یکدیگر باقی می مانند و مدتی طولانی با هم تعامل می کنند بی آنکه دیگر برای هم غریبه نباشند...غریبه ها ابداعی مدرن نیستند ولی غریبه هایی که مدتی طولانی و حتی تا ابد غریبه می مانند ابداعی مدرنند!" و بعد با استناد به همین نتیجه می گیرد: "وقتی غریبه ای را می بینید ابتدا باید هوشیار باشید،بعد هم باید هوشیار باشید و باز هم باید هوشیار باشید!" ولی آیا به واقع، شهر، کلیتی با چنین ویژگی هایی است؟ اگر کمی دقیق تر تجربه تاریخی شهرنشینی در کشور خودمان را بررسی نماییم در این جامعه متراکم و متنوع شهری،به عناصری برمی خوریم که خلاف این تعاریف و تعابیر کلی را نشان می دهند.این عناصر که همان "محله های شهری" هستند در بطن روابط سرد و بی تفاوت شهری، دست به ایجاد یک سلسله روابط گرم و صمیمانه زده اند.به عبارت دیگر،محله ها بازسازی جنبه هایی از زندگی روستایی در بطن زندگی شهری است؛ جنبه هایی که ساکنان،فقدان آنها را در سبک زندگی شهرنشینی احساس می کرده اند. محله چیست و چه نقشی در زندگی شهرنشینان داشته است؟ من در این مقاله قصد دارم با استفاده از یافته های پایان نامه خود به این سوال پاسخ دهم.

نظریه همجواری

ادوارد تی هال انسان‌شناس آمریکایی در کتاب بعد پنهان به بررسی رابطه انسان و فضا می‌پردازد. او این موضوع را زیر عنوان همجواری (proxemics) توضیح می‌دهد. هال موضوع همجواری را فضای شخصی، فضای عمومی و درک انسان از فضا معرفی می‌کند. پیش از هال کسانی مانند ورف (Benjamin Lee Whorf) به ارتباط میان زبان و ادراک اشاره کرده‌اند و زبان را نه تنها ابزار ارتباط انسان‌ها که طراح و بنیان ادراک انسان می‌دانند. آن‌ها معتقدند که زبان‌های گوناگون ادراک‌های متفاوتی را از مفاهیم برای متکلمانشان درپی خواهند داشت. هال این موضوع را درباره فضاهای حسی انسان نیز گسترش می‌دهد و با بیان مثال‌هایی از تفاوت در ادراک اندام‌های حسی و یا شیوه چیدمان وسایل در فرهنگ‌های مختلف به بیان نظریات خود می‌پردازد

انسان شناسی محله های شهری

جمعیت و تراکم بالا،تنوع فرهنگی و جامعه مبتنی بر روابط نوع "دومین" از جمله ویژگی هایی است که واژه "شهر" به ذهن متبادر می سازد و در موارد بسیاری نیز از این مولفه ها با عنوان وجه تمایز روستا و شهر نام برده می شود.اما به واقع آیا شهر، کلیتی با چنین مشخصاتی است؟ آیا فردگرایی و روابط خشک و رسمی و محدود، جزء لاینفکی از شکل زندگی شهری است

چندی پیش همایشی با عنوان "نوسازی و بهسازی بافت فرسوده و تاریخی " در قزوین برگزار شد و در آن کارشناسان مختلف به بررسی راه کارهای جلب مشارکت های مردمی پرداختند.نکته قابل تامل در اینجا عدم دعوت ازکارشناسان علوم اجتماعی و مسائل فرهنگی است به طوری که هر دو سرفصل فرهنگی این همایش توسط دو کارشناس معماری انجام شد.در اینجا بود که کمیته فرهنگی انجمن شهرتاش با انجام چند مصاحبه با کارشناسان مسائل فرهنگی به بررسی ابعاد موضوع همایش از دید گرایش های مختلف علوم اجتماعی پرداخت.آنچه در ادامه می آید مصاحبه ما با دکترناصرفکوهی است.او دکترای انسان شناسی از فرانسه ،عضو هیات علمی و مدیر گروه انسان شناسی دانشگاه تهران است.کتاب های "انسان شناسی شهری" و "فرهنگ وتوسعه" از جمله تالیفات او در زمینه شهری و مسائل مربوط به توسعه است.او همواره بر نقش انسان ها در بافت تاکید دارد و معتقد است توسعه موفق،توسعه ای است همه جانبه که مبتنی بر"فرهنگ" باشد


نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر 1388 ساعت 10:04 ق.ظ توسط علیرضا بیاتی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت