تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - ساختار محله
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

توسط: علیرضا بیاتی 25/4/88

چیستی محله های شهری (1)

مقدمه*

عادت کردیم به نام و واژه بسنده کنیم . به نام های « شهر » و « محله »، عادت کرده ایم و از آنچه این دو باید باشند در گذشته ایم ، شهر جایگاه انسان متمدنی بود که خواهان آگاهی ، آزادی و رستگاری هم بود.
شهر موجود زنده ای است که هم می تواند بی شعور رشد کند و هم تا اوج شعور . شهر می تواند در حد فاصل پژمردگی گیاه و شکوفایی انسان رشد کند و این رشد از طریق چگونگی حضور « ما » ( مردم ، مسئولان و متخصصان ) در شهر بروز می کند .
شهر مکان و تجلی گاه حضور و شعور ماست . شهر و محله های آن مکانی است که همه ی بخش های ساکن و ساکنان بخش های آن می توانند در آن شکوفا شوند . محله مکان گشایش فکر است و شعف خاطر.
اکنون « ما » در تجمعی فشرده و خاکستری از سکوت و فعالیت در هم می لولیم بی آنکه فرصتی برای تفکر ، تعالی آگاهی ، بروز وجدان ، فرهنگ و هنر داشته باشیم . آنچه میلیون ها تهرانی در فشردگی و آلودگیِ تمام در بناهای سست آن به سر می برند ، شهر نیست . بهانه ای است برای چوب حراج زدن به قلمرو عمومی ، به چشم انداز ، به آفتاب ، به سلامت و به امنیت . شبح شر بر فراز شبه شهر تهران مدتهاست پرواز می کند ، تا عادت باورهای « ما » چه تصمیم بگیرد.

 

محله چیست؟

شهر حاصل تکامل تاریخی و طبیعی جوامع زیستی انسان است . و در مکانی طبیعی قرار دارد . از این رو هویت یک شهر با پیرامون آن آمیخته است .
از پیدایش نخستین شهرها در جهان حدود ده هزار سال می گذرد . این شهرها با آغاز انقلاب کشاورزی ایجاد شدند . در پی تحولات فناوری و سازماندهی تولید کشاورزی ، انقلاب شهری دوم از حدود پنج هزار سال پیش ایجاد گردید . بطوریکه دولت ها شکل گرفتند و دولت – شهرها و امپراتوری ها پدید آمدند و بدین ترتیب انواع حقوق شهروندی نیز تعریف شد ، که البته در تمامی آنها شهروند به عنوان تابع دولت محسوب می شد و به هیچ وجه معنای امروزی جامعه (society  ) وجود نداشت .
در جامعه امروز شهری برای دستیابی به توسعه پایدار شهر ، محلات بنیادی ترین عناصر شهری و حلقه واسط بین شهر و شهروندان می باشند . از گذشته های دور محله های شهرها در شکل دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه داشتند . هر محله با ارایه خدمات روزمره مورد نیاز خود و با ایجاد نمادهای محله ای و ویژگی های خاص موجب می شد ساکنان آن نوعی احساس تعلق و نوعی هویت داشته باشند تا جایی که هر شهروند با نام محله ای که در آن می زیسته شناخته می شد .
با تحولات سریع دوران معاصر ورود به مرحله گذار و تغییر زیربناهای معیشتی و روابط اجتماعی ، این فعالیت به هم ریخت . در گذشته جهت مدیریت آبادانی ، پاکسازی و ایجاد امنیت و ... از اهالی محله مشارکت می خواستند و در تمام مسایل مربوط به محله ، نقش شهروندان حایز اهمیت بود .
ولی به مرور این نقش از مردم برداشته شد و ساکنان محله ها از هویت خاص محله خود تهی شدند . در چین وضعیتی شهروندان خود را منفعل و جدا از محله و شهر احساس می کردند و همچنین مسایل شهر در غیبت شهروندان اداره می شد .
در این بین محله ها و شهر وضعیت نا پایداری می یابند و تعهد در این جامعه به عنوان فرصتی برای با فضیلت شدن و خدمت به جامعه تلقی نمی گردد.
بنابراین محله رکنی است مابین خانواده و شهر . محله از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی خاص تشکیل می شود و خانواده نسبت به محله مسکونی خود احساسی مشابه خانه مسکونی خود را دارد و با ورود به محله خود را در یک محیط آشنا و خودی مثل خانه می بیند. محله از تجمع و به هم پیوستگی ، معاشرت نزدیک ، روابط محکم همسایگی و اتحاد غیر رسمی میان گروهی از مردم به وجود می آید.

 

وضعیت شناسی محله ها

اگر با دقت بیشتری به وضعیت محله های مختلف ، که به دلیل گسترش سریع و بدون مطالعه شهر دچار دگرگونی شده اند بیندازیم ، به این نتیجه می رسیم که محله ها در گیر و دار این تحولات دچار تغییراتی شده اند که در نهایت به از دست رفتن هویت آنها و در نتیجه کاهش تعلقات فرهنگی – اجتماعی شهروندان به آنها ختم شده است .
شاید بتوان عدم مشارکت با مدیریت شهری توسط شهروندان ، در حل مشکلات شهری را از نتایج ، از بین رفتن تعلق خاطر ساکنان محله ها به آنها دانست . و همین نتیجه گیری کافی است تا به مشکلات فرهنگ سازی برای بسیاری از طرح هایی که به مشارکت شهروندان نیاز دارند پی ببریم .
طرح هایی نظیر جمع آوری زباله ، حفظ فضای سبز محلی ، آموزش های ترافیکی منطقه ایی ، آمادگی برای مقابله با بحران و ... . به عنوان مثال نواب که پروژه ای با هدف نوسازی محله ای قدیمی و فرسوده بود ، به دلیل در نظر نگرفتن بعضی از اقتضا های محلی با مشکلاتی روبرو شد که مسؤولان را بیشتر متوجه تأثیر فضاهای کالبدی بر مسائل فرهنگی اجتماعی و گاه روزمره شهروندان کرد .
به عنوان مثال عبور بزرگراه نواب از میان یک محله به هم پیوسته و قدیمی و قطع ارتباط محلی ، نبود رابطه و دسترسی مناسب بین محله قدیمی و بافت تازه ساز پروژه نواب و برخی اشکالات مربوط به فضای عمومی ، آپارتمان های جدید از مواردی بود که اگر چه به هنگام اجرای پروژه – برخی کارشناسان به آن اشاره کرده اند ، اما پس از ساخت و به جریان افتادن زندگی در محله تازه شکل گرفته بیشتر نمایان شد .


* شهروندان چگونه می توانند به محله های خود معنا بدهند :
موضوع معنا بخشیدن به محله مسئله ای است که به ساخت های اجتماعی بر می گردد . در کلان شهری مثل تهران ، اجتماع به شدت بیگانه است ، اجتماع متشکل از مردمانی است که حیطه آنها حیطه فردی است و حیطه همگانی و عمومی نیست ، بطوریکه شهروندان با هم بیگانه اند .
در گذشته در شهر سازی سنتی ایران عرصه های عمومی مثل مسجد و میدان و ... وجود داشتند که همه از آن یا از کنار آن عبور می کردند و چنین فضایی قابلیت ویژه ای برای شکل گیری اجتماعات فراهم می کرد . اما امروزه چون این معنا وجود ندارد این فضا ها نمی توانند همچون گذشته در محله ، خود را تعریف و جایگاه حقیقی خود را پیدا کنند .
بنظر می رسد مهمترین راهکار ساخت این معنا در محله ها ، بهره گیری از مشارکت مردم است . اگر نظام برنامه ریزی در عملکرد حوزه شهری ، به مردم اجازه دهد که عرصه های عمومی خود را شکل دهند ، بدون تردید عرصه های عمومی تشکیل می شود و فضاهای متناسب آن ساخته می شود .
جامعه به مشارکت مردم نیاز دارد ، اما تا بستر مشارکت وجود نداشته باشد ، نهاد های مشارکت شکل نمی گیرد . بنابراین برای زمینه سازی مشارکت مردم نخست باید آنها را به عنوان یک فرد به رسمیت شناخت و سپس آنها را با مسؤولیت ها و وظایف شهروندی آشنا نمود و با ایجاد ساز و کارهایی همه مردم را درگیر کرد تا مشارکت واقعی شکل بگیرد و مردم در سرنوشت محله و کوچه خودشان شریک شوند .
شورا نیز در این بستر معنا پیدا می کند ، شورای محله به مفهوم مالکیت جمعی است و احساسی که به فضای عمومی شهری یا برای مالکیت جمعی شکل می گیرد .


* فرهنگ محله ای شهرهای ایران :
زیست شهری ایرانیان در سه لایه متقاطع صورت می گیرد . خانه مسکونی ، محله شهری ، شهر . یافته ها ، آموزه ها و تجربه های علمی نشان می دهد استوار ترین و پرشور ترین فضای زیستی شهروندان محله ها می باشند.
چرا که بررسی ها نشان می دهد انسان ایرانی بیش از آن  که در گستره خانه یا گستره بازار و پهنه فراگیر شهر حضور داشته باشد ، در محله خود حضور و عینیت داشته است .
پیش از این جمعیت محله ها از کسانی تشکیل می شد که از جهت شغل یا اعتقادات دینی و یا سابقه قومی بسیار به یکدیگر شبیه بودند و به اصطلاح به فرهنگ مشترکی خو گرفته و از هنجارهای آن پیروی می کردند.
بطور کلی ویژگی مهم و مثبت محله داشتن نوعی روح جمعی بود که مظاهر آن وحدت و پیوستگی افراد به یکدیگر و احساس یگانگی و نیز آمادگی برای مساعدت و همکاری در راه حفظ شعار محله و بهبود اوضاع آن بود .
متأسفانه برای تحولات سیاسی دو قرن اخیر و پدید آمدن ملت در برابر دولت و مرکزیت آن و دگرگونی اقتصادی و اجتماعی مانند : مهاجرت ، به وجود آمدن شهرهای بزرگ و نفوذ پذیری فرهنگ غربی و ... محله رفته رفته ساختار و کارکرد های دیرینه خود را از دست داد و به « منطقه » یعنی واحدی که دولت برای اجرای برنامه های خود بر ساخته است ، تبدیل شد .
در چنین جمعی افراد با داشتن فرهنگ ها و عادات و آداب گوناگون و ... برحسب اتفاق در کنار یکدیگر سکنی گزیده و خود را در برابر دولت و نسبت به آن طلبکار می دیدند . در واقع ساکنان مناطق جدید به جای آنکه مانند محله قدیم ، خود را در امور آن سهیم و در برابر پیشامدها مسؤول بدانند ، از دولت می خواهند که همه مشکلات را حل کند .

 

مفهوم مدرن محله

محله امروز همان با همستانی است که از گذشته در مشرق زمین و شرق ایران وجود داشته است . امروز انسانها به دنبال جایگاهی هستند که بتوانند با حضور در شهر خود را بشناسند .
البته این فرایند در بسیاری از کشورهای دیگر آغاز شده ، در حالی که کشورهای دیگر اجتماع( community ) را به وجود می آورند ، ایران سالهاست که این مفهوم را از دست داده است .
می توان گفت که این اتفاق یکی از پیامدهای مواجهه ناکارآمد با مدرنیسم است . فقدان فرهنگی و هویتی در شهرهای امروز حاصل نوگرایی و برخواسته از دیدگاه های نو پردازی است که در دوره معاصر بر ایران حاکم شده است . البته تهران، آنگونه که برخی پنداشته اند ، شهری بی هویت و شهری بی ریشه نیست . تهران گنجینه ای فراهم آمده از افزون بر دویست سال مدنیت عصر جدید در این سرزمین است ، که باید با فرهنگ دیروز و امروز و حوادث تلخ و شیرین گذشته آن باز سازی شود .


نوشته شده در پنجشنبه 25 تیر 1388 ساعت 10:44 ق.ظ توسط علیرضا بیاتی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت