تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - ابنزر هاورد و نظریه باغشهر
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

ابنزر هاورد و نظریه باغشهر

هاورد در سال 1850 در لندن متولد شد. او باطرح نظریه باغشهرها در سال 1898 ، موسسه باغشهر و برنامه ریزی شهری ونیز مجله ای را در سال 1899 بنا نهاد. وی شهر جدید لچ ورث را در پنجاه کیلومتری لندن در سال 1903 و ولوین را در اطراف لندن در سال 1919 ساخت. در سال 1927 از او به عنوان قهرمان باغشهر یاد شد و وی در سال 1928  درگذشت.

هاورد در قرن نوزدهم ضمن جذب موقت در آیینهای ضد کلیسایی بریتانیا، به مطالعه طرحهای متعدد تخیل گرایان درباره نحوه جایگزینی شهر صنعتی و اجتماع سرمایه داری به جای شهر و جامعه خود پرداخت، در نتیجه درعقیده وی ، احساسات  سوسیالیستی پدیدار شد و بعدها نظریه اصلاحات ارضی خود را در قالب روشهای صلح آمیز مطرح کرد ؛ چیزی که مارکس در آثار خود از آنها ذکری نکرده بود. او نه فقط به دنبال کارکرد جدید شهر و روستا، بلکه به دنبال یک هماهنگی اجتماعی-انسانی با طبیعت نیز بود.

مالکیت و ارزش زمین ، مسائل مالکیت و زاغه های شهری ،موضوع های مورد توجه هاورد و دیگر کسانی بود که از آنها تاثیر پذیرفته بودند. ایده وی در زمینه طراحی شهر، میتنی بر جنبه های اقتصادی ، بهداشتی، بصری و معماری بود.

هاورد دیدگاه تخیل گرایان را در تدوین چهارچوب کلی نظریه اش آورد واز دیدگاه اصلاح گرایان درباره زمین استفاده کرد. وی از بنجانین وارد ریچارد سون ، جیمز سیلک باکینگهام و الگوی مجموعه «شهرویکتوریا » دریک  سرزمین کشاورزی و نیز در زمینه مالکیت عمومی زمین از فیلسوف بزرگ هربرت اسپنسر و توماساسپنسر رادیکال تاثیر پذیرفت. او در زمینه حمایتهای مالی سازمانهای شهری برای استفاده های خصوصی در موقع افزایش ناگهانی قیمت زمین، مرهون اصلاح گر و اقتصاددان معروف هنری جورج است. مجموعه داستانهای تخیل گرایی ادوارد بلامی با عنوان «نگاه به عقب» بر هاورد در زمینه طراحی باغشهرها تاثیر گذاشت. همچنین این مسئله سبب شد تا طرحی درباره ایجاد یک تمدن جدید بنویسد. ا.جی.واک فیلد نخستین کسی بود که درباره برنامه ریزی مهاجرت و سکونتگاهها در مستعمرات جدید در قرن نوزدهم برای رسبدن به تعادل بین شهر و روستا ، صنعت و کشاورزی بحث کرد. هاورد با مکاتبه هایی که با واک فیلد و آلفرد مارشال داشت از نظرهای اجتماعی آنها بهره گرفت. وی بحث های سیاسی را از جان استوارت میل آموخت. پیتر کروپتکین نظریه هایی در باره شرایط نامساعد کار شهری، بحران های اجتماعی آن زمان بر شهر وحومه و صنایع و کشاورزی داشت. وی روی تمرکز زدایی صنایع و کشتیهای متمرکز نیز پافشاری می کرد. او معتقد بود با صنعت و کشاورزی در هر جامعه می توان بر خودکفایی اقتصادی ناحیه ای رسید که لازمه

این کار خود مختاری و تعاون در جوامع است. وی نیز بر هاورد تاثیر بسیاری گذاشت.

سرانجام مسایلی چون مهاجرتهای روستایی و حومه ها  در دهه 1880 و ایده های اصلاح گرایان درباره مسائل شهری و ملی نیز حرکت های برنامه ریزی برای نجات حومه ها و زندگی روستایی در تفکر هاورد بسیار موثر بود.

بنابراین هاورد از ایده آرمان گرایاین،رادیکالها، ملی گرایان و اصلاح گرایان بهره بسیاری برد.

نظریه باغشهر

تشدید مشکلات شهری و هجوم روستاییان به شهرهای بزرگ پیامد انقلاب صنعتی بود که به طرح پیشنهادهایی از سوی متفکران بسیاری منجر شد. یکی از این متفکران هاورد است. وی در زمانی نظریه خود را ارائه داد که لندن با رشد سریع و بی قواره، مهاجرت شدید روستایی، ازدحام ، زاغه های ناسالم و کاهش سطح زندگی سالم اجتماعی مواجه بود. هر چند هاورد از مشکلات عصر صنعت رنجیده بود و تحت تاثیر نظریه پردازان متعددی نیز قرار داشت، چاره کار را نفی پیشرفتهای صنعتی نمی دید، بلکه به دنبال راهی بود تا جوامع انسانی از مزایای عصر صنعت برخوردار شوند و مشکلات شهرهای بزرگ نیز رفع شود؛ بدین ترتیب او در سال 1898 در کتابی با عنوان فردا مسیری صلح آمیز به سوی  اصلاح واقعی (To-Marrow: A Peaceful Path to Real Reform) نظریه خود را بیان می کند و در سال 1902 با تجدید نظرهایی کتاب خود را با عنوان باغشهرهای فردا(Garden Cities o Tomarrow ) تجدید چاپ می نماید. وی در ین کتاب از باغشهر به مثابه اصلاح شهری، سیاسی و اجتماعی یاد می کند. این دیدگاه که اصلاح سیاسی و اجتماعی  شهرهای متمرکز را در عدم تمرکز آنها می داند، مجموعه باغشهر و شهر اجتماعی نامیده می شود.

مسئله اساسی برای هاورد ، اصلاح اجتماعی بوده؛ زیرا او به گذشته طلایی می اندیشد. وی معتقد بود وابستگی انسان به زمین باید باقی بماند؛ زیرا زندگی در زمینی زیبا با آب و هوایی سالم ، در جوامع پیش از صنعتی شدن نیز وجود داشته است. وی شهر را به آهن ربا و انسان را به سنجاقی که بدان جذب شده است تشبه می نماید و بر این باور بود که با ایجاد مغناطیسی در جوامع کوچک که قوه جاذبه آن بیش از قوه جاذبه مغناطیس شهر باشد، می توان به جای شهرهای شلوغ، زندگی سالم در جوامع کوچک جستجو کرد. او در این باره تلفیقی از شهر و روستا را درنظر داشت. هاورد در نظریه خود سه مغناطیس شهر، روستاو شهر- روستا را ارائه می دهد. وی مغناطیس شهر – روستا را ضامن زندگی مرفه انسان می داند.

او برای ساخت شهر زمینی به مساحت 6 هزار ایکر (هرایکر معادل 4047 متر مربع است ) در نظر می گیرد که در هزار ایکر آن تاسیسات شهری احداث می شود و بقیه زمین برای مصارف شهری به زیر کشت می رود که آن را کمربند سبز می نامد. او شکل کلی شهر را دایره فرض می کند. شهر به شش محله، شش بلوار به عرض 120 فوت (هرفوت معادل5/30 سانتی متر است) تقسیم می شود. بلوارها از مرکز شهر منشعب می شوند. در مرکز شهر باغی است به مساحت پنج تا شش ایکر که گرداگرد آن بناهای عمومی مانند شهرداری، بیمارستان و غیره قرار دارد بر گرد میدان اصلی شهر که به چمن آراسته است، پارکی به مساحت 145 ایکر و بر گرد این پارک قصر بلورین قرار دارد. این قصر برای خرید، پناهگاه ، تفریح و نمایشگاه است. هاورد حد متوسط جمعیت این شهر و روستاهای اطراف آن را 32 هزار نفر بیان می کند که 30 هزار نفر در خود شهر و 2 هزار نفر در نواحی روستایی اطراف شهر ساکن می شوند.

از انجا هاورد یک سیستم ناحیه ای باغشهر را پیشنهاد می کند، طرح وی شامل یک مادر شهر با جمعیتی معادل 58 هزار نفر و تعدادی باغشهر در اطراف آن است، که به وسیله وسایل نقلیه سریع السیر با یکدیگر مرتبط می شوند . این باغشهرهای اقماری با کمربند مزارع و پارک جنگلی از یکدیگر و از شهر مرکزی جدا می شوند. این شهرهای اجتماعی چند مرکزی که مفهوم ناحیه  چند مرکزی جدید را داشتند، باید نقش تمرکززدایی از شهر های بزرگ را به عهده بگیرند  تا رشد کالبدی ، اجتماعی و اقتصادی از شهرهای بزرگ را به باغشهر ها انتقال یابد. این شهرها بعدها شهر ناحیه نامیده می شوند.

خوداتکایی، خوداشتغالی، استقلال، تعادل اجتماعی- اقتصادی، ایجاد جامعه ای متعادل ، مالکیت عمومی زمین، تملک زمین توسط شهرداریها و برخورداری از مزایای شهر و روستا، مسکن، کار و اوقات فراغت از وجوه مشخصه نظریه هاورد است.

هاورد معتقد بود فقط کافی است یک مجتمع نمونه از باغشهر احداث شود تا به سرعت و خود به خود به وجود بیایند؛ در این صورت ساکنان لندن ، شهر پرتراکم خود را گروه گروه ترک می کنند و در خانه های ویلایی باغشهر ها مستقر می شوند؛ بدین ترتیب محلات پست و فقیر نشین شهرهای بزرگ از بین می رود و هیچ مشکلی برای سرمایه های خصوصی به وجود نمی آید.

هاورد ایجاد شهرک ها را اقتصادی می داند؛ زیرا چنین باغشهرهایی در زمینهای عمومی و متعلق به شهرداریها احداث ونیزاز بورس بازی زمین جلوگیری می شود.

طرح های کالبدی ، ترکیب شهرو روستا، خانه های ویلایی و فضای سبز وی مشابهت هایی با سیسم ناحیه ای آرمان گرایان دارد. با این تفاوت که وی روی روابط اجتماعی بیشتر و استقلال در زندگی شخصی تکیه دارد؛ اما ترکیب شهر و روستا در نظریه هاورد همان ایده جان راسکین است.

هاورد پس از تاسیس شرکتی در سال 1902 ، دو شهر جدید لچ ورث و ولوین را احداث می کند. وی چون اطلاعات فنی ندارد بیشتر روی مسائل مالی تاکید می کند و معتقد است باغشهر را باید یک شرکت سهامی اداره کند و این شرکت باید مالک زمینهای مورد نیاز ساخت شهر باشد. همچنین در شهر باید تعادل میان صنعت و کشاورزی برقرار باشد.

هاورد تصور نمی کرد یک باغشهر و یا حتی گروهی از آنها بتوانند مشکلات شهرهای بزرگ را حل کنند؛ بدین ترتیب او یک واحد ناحیه ای در قالب یک نظام سازمان یافته با حداقل ده شهر راپشنهاد می کند. راه حل وی برای رهایی از تمرکز و ازدحام مادر شهر است که با کنترل رشد آن، اقماری کردن، توزیع مجدد و یکپارچگی سکونتگاها در داخل یک واحد بزرگ فضایی و عملکردی عملی می شود. هاورد ، مانند گدس، مامفورد و جان راسکین، شهرهای بزرگ را منفور و مردود می شمارد و از بین رفتن آنها را  پیش بینی می کند. او عقیده دارد ، ایجاد اجتماع های کوچک و پراکنده در سرزمینهای بزرگ چاره کار است. در واقع باغشهر هاورد درمان و چاره کار مسائل اجتماعی و صنعتی بود که بعضیها آن را تمایل بازگشت به دوره پیش از صنعت توصیف کرده اند. مهم تر از همه وی با طرح باغشهرها  جریان اصلاح گرایان زمان خود را ترسیم کرده است. در مجموع هاورد بر وضع قوانین و یکپارچگی سیاست جدید برنامه ریزی شهری اثر مهمی گذاشت.

برنامه ریزی شهرهای جدید (با تجدید نظر و اضافات) دکتر کرامت الله زیاری
نوشته شده در جمعه 18 آذر 1390 ساعت 10:43 ب.ظ توسط مریم عزیزی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت