تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - محاکمه آدم
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

نامت چه بود ؟

- آدم

فرزند ؟

- من را نه مادری نه پدری ! بنویس اول یتیم عالم خلقت ...

نام محل تولد ؟

- بهشت پاک .

اینک محل سکونت ؟

- زمین خاک

و آن چیست بر گرده نهاده ای ؟

- امانت است

قدت ؟

- روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه ی بختم به روی خاک ...

اعضای خانواده ؟

- حوای خوب و پاک ، قابیل خشمناک ، هابیل زیر خاک ...

روز تولدت ؟

- در روز جمعه ای ! به گمانم که روز عشق !

رنگت ؟

( توصیه می کنم تا آخر شعر رو بخونید ، واقعا جالبه ! )

- اینک فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه ...

چشمت ؟

- رنگی به رنگ بارش باران که ببارد ز آسمان

وزنت ؟

- نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست ، نه آن وزین که نشینم بر این زمین ...

جنست ؟

- نیمی مرا زخاک ، نیم دگر خدا ...

شغلت ؟

- در کار کشت امیدم به روی خاک !

شاکی تو ؟

- خدا

نام وکیل ؟

- آن هم فقط خدا ...

جرمت ؟

- یک سیب از درخت وسوسه !

تنها همین ؟

- همین

حکمت ؟

- تبعید در زمین .

هم دست در گناه ؟

- حوای آشنا !

ترسیده ای ؟

- کمی...

ز چه ؟

- که شوم من اسیر خاک ! ؟

آیا کسی به ملاقاتت آمده است ؟

- بلی

که ؟

- گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟

- دیگر گلایه نه ! ولی ...

ولی که چه ؟

- حکمی چنین ! آن هم به یک گناه ؟

دلتنگ گشته ای ؟

- زیاد ...

برای که ؟

- تنها فقط خدا ...

آورده ای سند ؟

- بلی

چه ؟

-  دو قطر اشک

داری تو ضامنی ؟

- بلی

چه کس ؟

- تنها کسم خدا

در آخرین دفاع ؟

- می خوانمش چنان که

اجابت کند دعا !...


نوشته شده در دوشنبه 26 مهر 1389 ساعت 09:21 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت