تبلیغات
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر - احیای محله های تاریخی شهرها
دانشجویان شهرسازی دانشگاه علمی_کاربردی ابهر

ما به این دلیل روی کره زمین هستیم که از زندگی لذت ببریم...

احیای محله های تاریخی شهرها _ استیون تیزدل – تنر اک – تیم هیث  _ ترجمه : سمانه ساریخانی

از جمله مسائل چالش برانگیز شهرها برخورد مناسب با  میراث ارزشمند گذشته است . از دهه 1970 اهمیت مناطق و محله های تاریخی شهرها مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته است . نخستین حرکت در زمینه سیاست های حفاظتی محله های تاریخی تنها در راستای حفظ و نگهداری ساختمان ها ، سازه ها و دیگر بناها انجام گرفته که اغلب این گونه اقدامات حفاظتی شکلی ملی و یا مذهبی داشت . در فرانسه و انگلستان از برخی بناها و ساختمان ها مانند کلیساها و اماکن مذهبی مربوط به ادیان رسمی به این دلیل که نمادی عظیم از تاریخ کشور محسوب می شدند محافظت میشد . این گونه اقدامات حفاظتی تاثی محدودی داشت . یکی از نگرانی های ویژه آسیبی بود ک به واسطه توسعه ای نامناسب در مجاورت بنای حفاظت شده ، ایجاد می شد .

اهمیت حفظ و نگهداری از مجموعه بناهای تاریخی با تبدیل شدن به سیاست های منطقه ای گسترش یافت . موج دوم حفاظت – یا به بیان دقیق تر – سیاست های حفاظت ، به مجموعه بناهای تاریخی ، چشم اندازهای شهری و همچنین فضاهای بین بناها می پردازد . موضوع حفاظت با تغییرات محدود صورت گرفته ، اما موضوعی اجتناب ناپذیر در تغییرات و مدیریت بر آن است در بریتانیا ، تعریف قانونی مناطقی که مورد حفاظت قرار می گیرند عبارت است از : مناطقی واجد شرایط معماری و تاریخی که ویژگی های آنها برای نگهداری و احیاء مطلوب تشخیص داده شود .

حفاظت منطقه ای واکنشی است در برابر تخریب های اجتماعی ، فرهنگی و کالبدی که ناشی از سیاست های پاک سازی ، طرح های جامع توسعه مجد و پس از ان طرح های راه سازی است . آنچه در این میان در خور توجه است شکل گیری حفاظت منطقه ای است که به طور همزمان در بسیاری از کشورهای اروپایی به وقوع پیوست . در این میان ، نخستین اقدام «  قانون یادمان » در سال 1961 در هلند بود ، که در فرانسه با تدوین « قانون مالرو   (Malraux )» دنبال شد . در سال 1967 در انگلستان « قانون تسهیلات شهری » به تصویب رسید و در همان سال « قانون برنامه ریزی شهری » در ایتالیا ، و در سال 1973 « قانون یادمان ها و بناهای تاریخی » در ترکیه به تصویب رسید . قبل از جنگ جهانی دوم ، مناطق حفاظت شده تاریخی متعددی در امریکا وجود داشت .

طراحی برای محله های حفاظت شده یا نواحی حفاظ شده تاریخی ، در عین حال مستلزم مشارکت همگانی در سطح گسترده ای بود . « اعمال محافظت قانونی بر ساختمان ها و محله ها ، همین که از بعد قانونی مجاز شمرده و ترغیب شود ، هزینه های عمومی مستقیمی را به بار نمی آورد ... مسأ له این است که ایجاد چنین وضعیتی شامل تعهدی دائمی و پایان ناپذیر در امر نگهداری ، نوسازی و بهسازی کلی منطقه نیز هست . » با این حال محافظت از چنین مناطقی نمی تواند عملا به تنهایی با هزینه عمومی صورت پذیرد . همین که محله های مورد نظر به طور کلی و بدون توجه به مزیت های ساختمان ها و بناهای پراکنده و مجزا مورد ارزیابی قرار گرفتند ، دومین موج این گونه اقدامات ، بسیاری از ساختمان های تاریخی عادی و معمولی را نیز تحت محافظت و مدودیت های لازم در آورد . چنین ساختمان های حفاظت شده ای ، نمی توانستند تماما به موزه تبدیل شوند یا مستقیما در اقتصاد منطقه مشارکت داشته باشند که این امر به دلیل محافظت و نگهداری و صنعت توریسم مربوط به آن است و نیازمندآن است که کار اقتصادی ماندگاری در بناها شکل گیرد .

تعمق در مورد ویژگی های کاربردی محله ها و امور اقتصادی فعال در بناهای حفاظت شده ، علاوه بر دارا بودن کیفیت های بصری ، معمارانه و تاریخی به شکل مقوله ای حفاظتی نیز طرح شد : حفظ قالب مستلزم عملکرد های شهری نیز می باشد و بنابر این مسأله حفاظت حکم ابزاری را برای مدیریت شهری می یابد . دومین موج سیاست گذاری ها و قانون گذاری مربوط به حفاظت در دوره ی شد اقتصادی با ثبات ، در بیشتر کشورها به تصویب رسید . به این ترتیب « در نظر گرفتن عملکرد برنامه ریزان حفاظت که در کنترل و نظارت و ایجاد بستر لازم برای تقاضاهای رقابتی فضا در شهر خلاصه می شد ، منطقی می نمود » با این حال در بیشتر کشورها سیاست های ضروری در طی دوره رکود اقتصادی انجام پذیرفت که در پی سقوط ارزش ملک در اواخر 1970 رخ نمود .

شهرسازان و برنامه ریزان عموما پیشگیری از ایجاد کاربری های نامناسب بناها را آسان تر از جذب کاربری های مناسب یافتند . در اکثر کشورها تبدیل شدن حفاظت ساختمان ها مجزا و پراکنده به حفاظت منطقه ای ، به سرعت از برخورد مستقیم و محدود کننده با مقوله حفاظت ، به احیا و بهبود بخشی گسترش یافت . همزمان ، جایگاه برخورد حرفه ای نیز عمیقا از حیطه ی معماران و مورخان هنری به سمت برنامه ریزان شهری و کسانی چرخید که با توسعه اقتصادی سر و کار داشتند . حفاظت ساختمان ها و فضاهای مجزا به عنوان شرط لازم – ولی نه لزوما کافی – حفاظت قلمداد شد . مفهوم حفاظت نیز از واکنش های خاص در موارد استثنایی ، به بخش جدا نشدنی از برنامه ریزی شهری تبدیل شد و توسعه یافت .

در عین حال که به طور کلی مناظر شهری و الگوی خیابانی موضوعات مسأله یاد شده به شمار می آیند این خود برای عملکرد چنین مناطقی در هنگامی که با بناهای یادبود به عنوان جزایری تک افتاده برخورد می شد ، چندان مدنظر قرار نمی گرفتند ، در بر دارنده این موضوعات است : کاربری های حال و آینده ، میزان رفت و آمد و همچنین موضوع نسبتا مهم ترکیب جمعیتی و اجتماعی در چنین مناطقی در مقوله های محافظتی دخیل می شوند . در نتیجه متعاقبا موج سوم سیاست گذاری ها نیز – که جزئی تر و بومی تر بود – پدید آمد . این سیاست گذاری های جدید از طریق مدیریت رشد با احیای محله ها و مناطق تاریخی حفاظت شده ارتباط می یافتند . همه تلاش ها برای ایجاد سرمایه گذاری و نیز توانایی بخشیدن به اقتصاد محلی برای فراهم آوردن بودجه لازم به منظور حفظ و بهبود محله متمرکز میشدند . 

 

در آغاز سیاست هایی که برای حفاظت محله های تاریخی شهرها ایجاد میشد ، بر پایه گذشته گرایی استوار بود و بر همین اساس ، چنین سیاست گذاری هایی ، آینده محله ها را طبق تاریخ گذشته ، پی ریزی می کرد . تلاش برای احیای محله های تاریخی شهرها باید شرایط و واکنش ها را نیز در نظر گیرد .

هرگونه تغییر در کالبد محله ها ، باید متوجه تغییر در میزان ارزش اقتصادی دارایی های موجود در آن نیز باشد . زیرا در قالب این تغییرات ، امور حفاظتی و کنترل مناطق موجب محدودیت می شود . در این مناطق ، انطباق با شرایط پیش آمده که ناشی از موارد اضطراری و حفاظتی است ، همچنین موازنه بین امور اقتصادی و شرایط زیست محیطی ، بحث بر انگیز است .

آنچه پیش روی سرمایه گذاران و طراحان شهری قرار دارد این است که با آزمون فرایندها ، تضادها و نتایج به دست آمده از فرایندهای حفاظت ، نگهداری و بهسازی محله های تایخی در برخی از شهرها ، ابعاد طراحی شهری و تجدید حیات شهری را با هم در می آمیزند .

محله های تاریخی شهرها

برنامه ریزی پست مدرن که برنامه ریزی شهری معاصر هم نامیده میشود ، بر تداوم ویژگی های محلی ، بافت تاریخی و الگوی خیابان ، تأ کید دارد . به گفته رابینز « حس عمیقی در این که شهرسازی مدرن با جهانگرایی و نیز گرایش های انتزاعی همراه بوده وجود  دارد ، در حالی که گرایش به پست مدرن با برانگیختن حس مکان ، ارزیابی مجدد و احیای آنچه که دارای ارزش محلی و ویژه است ، سروکار دارد . یکی از ابعاد این موضوع نیز عقیده رو به رشد توجه به مناطق شهری ، یا در معنای تخصصی تر بریتانیایی « دهکده جهانی » است .

ماهیت چنین مناطقی این است که نسبتا کوچک اند ، استفاده های متعددی دارند ، دارای محیطی صمیمانه و دلچسب برای قدم زدن و پیاده روی هستند . ( نیاز های استفاده از اتومبیل پیش بینی شده ولی توصیه نمی شود . ) ترکیبی از انواع بناها در ابعاد مختلف با اجاره های متفاوت در آنها به چشم میخورد . چنین محله های سنتی دارای عملکرد های چندگانه هستند که در شهرهای مرکزی اروپا واقع شده اند ، محله مارایز ( Marais) واقع در پاریس و محدوده مرکزی بولونا ( Bologna ) مواردی از این گونه مناطق اند . احتمالا این گرایش بازتاب مقوله های مربوط به فقدان هویت و شخصیت محلی و یادآور غم غربت برای مردم است . بسیاری از شهرها دارای محله های با ویژگی های متمایز اند .

در قاره اروپا سنت دیرینه ای در استفاده از کاربری های چند گانه محله ها وجود دارد . این کاربری ها شامل محل کار و سکونت می شود . البته به دلیل فرایند های صنعتی شدن که در خطوط مختلف پذیرفته است ، تعداد انگشت شماری از عمده فروشی ها و انبارهای کالا و همچنین ساختمان های صنعتی با مقیاس های بزرگ در بریتانیا و امریکا مشاهده می شود . به این ترتیب فرم بنا ها و مناظر شهری در این گونه محله های اقلیمی متفاوت است .

در عوض محله های بریتانیایی و آمریکایی – معمولا مناطق مسکونی نیستند و در وافع بیشترشان مناطق یا محله های صنعتی شهری متعلق به قرن نوزدهم هستند . چنین مناطقی ، عموما برای ساخت وتولید کالا و یا به منظور انبارداری و حمل و نقل مورد استفاده قرار می گیرند.

ساختمان های صنعتی که در دو طرف اقیانوس اطلس ، آمریکا و بریتانیا به چشم می خورند ، غنای قرن نوزدهم را منعکس می کنند  و به ویژه برای نمونه های مورد پژوهش در خور توجه اند . بخش عمده ای شامل ساختمان های آجری و سنگی مستحکم و مقاوم یا سازه های فولادی و چدنی است که معمولا دارای پوشش آجری یا سنگ کاری شده است . استواری این معماری ، یادآور حسی توانمند از شخصیت و هویتی است که نشان از زمان و مکانی هدفمند دارد .

ارزش تنوع معماری

جاذبه زیبایی شناختی مکان های تاریخی  می تواند از ترکیب بسیاری از ساختمان ها ونه ارزش های مجزای هر ساختمان خاص ، حاصل آید . اکثر شهرها متشکل از ساختمان هایی هستند که در دوره های مختلف ، با سبک ها و اصلاحات متنوع به وجود آمده اند . به این ترتیب ، گذشته می تواند به دلیل نزدیکی با زمان حال مورد ارزیابی قرار گیرد . به  خصوص ساختمان های قدیمی ، می توانند تقابل نیرومندی را با یکنواختی و رکود در بخش عمده ای از معماری های مدرن ایجاد کنند . این تنوع معمولا مثبت ارزیابی می شود . مامفرد ( Mumford ) در کتاب « فرهنگ شهرها » ی خود ، صریحا به این نکته اشاره می کند که چگونه : « در گذشته ، شهر به واسطه تنوع ساختارهای زمانی ، از استبداد حال و یکپارچگی آینده ای می گریزد که تنها صدای گذشته را تکرار می کند » به این ترتیب حتی ساختمان های تاریخی نسبتا عادی نیز به خاطر کمک شان به تنوع زیبا شناختی صحنه شهر ، ارزشمندند .

ارزش تداوم خاطره فرهنگی / ارزش میراث

آنچه اهمیت دارد صرفا در تداوم زیبایی شناختی یا بصری خلاصه نمی شود ، بلکه تداوم خاطره و یادمان فرهنگی نیز مهم است . از اواسط دهه 1960 ، این توجیه برای حفاظت مناطق اهمیت زیادی یافته و پرداختن به ارزش و امتیاز زیباشناختی ساختمان ها و به طور کلی مصنوعات تاریخی و همچنین مقوله اصالت فرهنگی ، گسترده تر شده است . شواهد قابل رؤیت گذشته می تواند از لحاظ آموزشی و تربیتی به هویت فرهنگی ، حفظ یاد و خاطره مردم و مکان های خاص یاری رساند و جامعه امروز را با سنت گذشته پیوند دهد و یا ارتباط زمان گذشته با زمان حال  معنا و مفهومی به زمان حال ببخشد .

شالوده های تاریخی و فرهنگی کشور باید به عنوان بخشی زنده و فعال از توسعه و حیات اجتماعی ما حفظ شود تا به مردم شناختی از موقعیت شان اعطا کند . با این همه این توجه به تداوم فرهنگی می تواند به این منظور به کار گرفته شود که تحریف ها و دلالت های خاص – اغلب سیاسی – نیز در امر حفاظت لحاظ شود .این فرایند تفسیری می تواند محیط ها و ساختمان های تاریخی را از مصنوعات نسبتا خنثی ، به میزانی که از بعد سیاسی نیز مورد توجه است تبدیل کند  آنچه که مورد حفاظت قرار می گیرد بستگی به این دارد که چه کسانی آنرا بر میگزینند و درکشان از تاریخ چیست . توجهات و ترجیحات زیباشناختی ، برای تداوم فرهنگی رؤیت پذیر ، می تواند در عین حال در بر دارنده توجیهات منفی نیز باشد ، که هراس از دگرگونی و خطر کردن است که – چه از درون و چه از بیرون – شناخت و آگاهی ملی و محلی نسبت به میراث گذشته افزایش می یابد . میراث به معنی ارائه نوعی ایمنی حفظ می شود و این منبعی است قابل رؤیت و ملموس که ثابت و بی تغییر به نظر می رسد . در این زمینه توجه به معنای واقعی ، غم غربت ( Nostalgic) سودمند است آن هم « نه فقط یادآوری خاطرات خوشایند ، بلکه حسرتی که از طریق آرزوی دست نیافتنی بازگشت به گذشته حاصل می شود . »

توجه به تداوم هویت در محلی خاص ، بر تغییر تاریخی از مدرنیسم به پست مدرنیسم در برنامه ریزی و طراحی شهری دلالت دارد . در حالی که شهرسازی مدرن به سمت جهانی شدن گرایش داشت و پست مدرن بیشتر بر حس مکان و مشخصه های محلی و ویژه تأکید می کرد .

ارزش اقتصادی و تجاری

در بافتی که بودجه های عمومی نمی تواند در تمامی ابعاد حفاظتی مورد نیاز یارانه فراهم آورد ، آن گاه توجیهات تجاری و اقتصادی برای امور حفاظت و نگهداری باید پشتیبانی کنند .

در بخش خصوصی جز در مواردی که پایه اقتصادی منطقی وروشنی برای فعالیت خاصی وجود داشته باشد ، آن فعالیت چندان احتمال بروز نخواهد داشت ، با این حال استدلال های اقتصادی اغلب در برابر محدودیت های حفاظت و نگهداری ایستاده اند .

سیاست گذاری های مربوط به نگهداری به عنوان آخرین راه چاره در برنامه ریزی شهری مورد توجه قرار می گیرد که در بر دارنده محدودیت ها و تأخیر های اداری نیز هست و احتمالا به معنی ملاحظات هر چه بیشتر و اجتناب ناپذیر در بازار خصوصی ملک و زمین محسوب می شود . به بیان دقیق تر ، مدافعان این گونه استدلال ها معمولا مخالف برنامه ریزی های دولتی و بالاخص دخالت های عمومی در بازار خصوصی ملک هستند.

ساختمان های تاریخی چه در بازار آزاد و چه در بازاری که دخالت های دولتی نقشی عمده در آن دارد ، به هر حال باید واجد ارزش اقتصادی چشمگیر باشد .

فقدان – یا کاهش – سودمندی ساختمان ، به فرسودگی آن باز می گردد . فرسودگی نوعی کاستی است که در زندگی مفید یک کالای سرمایه ای رخ می دهد . هر ساختمان از نخستین روز حیات خود روند فرسودگی را بالقوه آغاز میکند ، و حالتی است اجتناب ناپذیر که « هر گونه استفاده در نظر گرفته شده را برای پشتیبانی از بنب ، کاملا بیهوده میکند . » ( Lichfield ) مفهوم فرسودگی ، نسبی یا اقتصادی است که با توجه به هزینه توسعه ی جایگزین در زمین ومحوطه است و هم هزینه توسعه در زمین  یا محوطه ای جایگزین ، « به ندرت در این زمینه استدلال شده که ساختمان های تاریخی هیچ گونه سودی در خود ندارند یا اصولا در بازار تمایلی به استفاده از آنها به چشم نمی خورد . » ( رایپکما ) ساختمان های تاریخی باید به منظور جذب سرمایه ، خود ارزش اقتصادی بیشتری در مقایسه با بهترین جایگزین احتنلای شان داشته باشند . به عبارت دیگر ، هزینه بهره برداری از ساختمان تاریخی باید کمتر از رقیب یاد شده باشد .

 چالش ها ی اقتصادی درمحله های تاریخی شهرها

احیای محله های تاریخی شهرها هم شامل شامل نوسازی بافت فیزیکی و هم استفاده اقتصادی فعال یا بهره برداری از فضا ها و بناهاست . به همین ترتیب ، هم احیای فیزیکی و هم اقتصادی ضروری است . هر یک ازاین اقدامات می تواند مقدمه ی دیگری باشد ، مثلا اجرای یک طرح زیباسازی فضاها یا احیای « فیزیکی » می تواند راهبردی کوتاه مدت برای محقق ساختن یک طرح بهسازی « اقتصادی » عمیق در دراز مدت باشد . هر طرح احیای  فیزیکی می تواند به پیدایش یک حوزه عمومی جذاب که به خوبی از آن نگهداری می شود ، کمک کند . اما در دراز مدت بهسازی اقتصادی امری لست ضروری ، زیرا این بهره برداری ثمر بخش  از وزه خصوصی است که هزینه نگهداری حوزه عمومی را تأمین می کند .

هرچند همه مناطق شهر دستخوش دگرگونی های اقتصادی اند ، اما محله های تاریخی باید در همان حال که دگرگونی در چشم انداز فیزیکی آنها در سایه ملاحظات حفاظت از آثار تاریخی محدود و کنترل شده ، با تغییرات پدید آمده در امکانات اقتصادی خود دست و پنجه نرم کنند . در این گونه محله ها ، لزوم رعایت شرایط و الزامات گوناگون مربوط به حفاظت و احیا ونیز متوازن سازی توسعه  ی اقتصادی در عین رعایت ملاحظات زیست محیطی ، با دشواری های خاصی همراه می شود .

فرسودگی

وجود محله های تاریخی در شهرها ، غالبا پیامدهای متضادی دارد . این محله ها ایجاد کنده هویت و شخصیت اند ، و اماکن دارای اهمیت را به نمایش می گذارند که در طی زمان برجای مانده است . اما وجود این محله ها مشکلاتی را نیز در پی دارد . بسیاری از این مشکلات به فرسودگی ابنیه موجود و یا متروکه شدن و فرسودگی ناحیه مربوط می شود . یکی از تعاریفی که لیچفیلد برای حفاظت ذکر کرده است ، عبارت است از : جلوگیری از فرسودگی منابعی که ساخته انسان است . فرسودگی ، یا کاهش سودمندی عبارت است از : کاهش عمر مفید یک کالای سرمایه های . فرسودگی بر اساس پیامد تغییر ( چه پیش بینی شده و چه پیش بینی نشده باشد ) و نیز ثبات نسبی بافت سا خته شده در آن مکان است . وقتی یک بنا سفارش داده شد و ساخته می شود ، معمولا از لحاظ نیازهای کارکردی آن « بالاترین کیفیت را دارد » این بنا همچنین طبق استاندارد های به روز ساختمان سازی احداث می شود و با در نظر گرفتن عواملی چون حمل و نقل مواد خام و دسترسی به بازار ، در مکانی مناسب با کارکرد آن استقرار می یابد . در غیر این صورت ، توجیه اقتصادی برای احداث آن وجود ندارد. با این وجود با گذشت زمان با متحول شدن محیط پیرامون ، بنا فرسوده می شود و از این رو به وضعیتی نزدیک می شود که کارکرد های خود را از دست می دهد و غیر قابل استفاده می شود در تلاش برای احیای مناطق تاریخی ، باید متوجه روند فرسودگی بود و آن را درمان کرد و حیات اقتصادی بناهای تاریخی را تداوم بخشید . اما  وجود ضوابط حفاظتی گوناگون وسایر مقررات شهرسازی ممکن است نوسازی بناها و ساخت و ساز جدید را محدود کرده و یا حتی از آن جلوگیری کنند . قرار دادن تعداد زیادی از بناها در فهرست بناهاب حفاظت شده می تواند به اندازه انتشار خبر احداث غریب الوقوع یک جاده اصلی به منطقه صدمه بزند .

فرسودگی و ضوابط و مقررات بازدارنده شهرسازی روی هم رفته از طریق جلوگیری از حداکثر بازدهی اقتصادی محله یا بازده « معقول » ، مانع وقوع دگرگونی هایی که هر شهر باید از سر بگذراند می شود . فرسودگی ابعاد متعددی دارد که با یکدیگر ارتباط و پیوند متقابل دارند . برخی از این ابعاد به ویژگی های ابنیه و کارکرد های آن مربوط می شوند ، در حالی که ابعاد دیگر به کل گستره مربوط می شوند . در هر یک از موارد میزان فرسودگی برای هربنا یا محله متفاوت است . همچنین فرسودگی اصطلاحی نسبی است که در ارتباط با وضعیت نهایی ، « متروکه شدن » تعریف می شود . یعنی وضعیتی که هرگز نمی توان به آن رسید . مثلا جز در حالتی که یک بنا برای یک منظور خاص ( مثلا نیروگاه برق هسته ای ) طراحی شده باشد ، نمی توان در هیچ حالتی آن را فاقد هرگونه سودمندی فیزیکی و غیر قابل تبدیل به کاربرب دیگری دانست .

از این روست که وضعیت فرسودگی کامل به ندرت پیش می آیدودر عوض یک بنا یا محله در مقایسه با اشیای قابل قیاس با آنها ، « کم و بیش » در شرف فرسودگی واقع خواهد شد . ابعاد گوناگون فرسودگی از این قرارند : ( لیچفیلد 1998 )

1 – فرسودگی فیزیکی / ساختاری

فرسودگی ممکن است ناشی از افت کیفیت فیزیکی یا ساختاری بنا باشد . این افت کیفیت ناشی از گذر زمان ، تأثیر آب و هوا ، جابجایی زمین ، ارتعاشات ناشی از رفت و آمد اتومبیل ها یا نگهداری نامناسب و نامطلوب به وجود می آید .

2 – فرسودگی کارکردی

علاوه بر آن فرسودگی می تواند از کیفیات کارکردی بنا یا محله ناشی شود . ممکن است بافت بنا برای کارکردی که به خاطر آن طراحی شده ، یا برای استفاده مستمر مناسب نباشد . بنا در این حالت با استاندارد های روز یا شرایط متصرف یا متصرفین تطبیق نمی کند .

3 – فرسودگی در تصویر ذهنی محصول تلقی و برداشت تصویر ذهنی بنا یا محله است . در گذر زمان با ایجاد تحول در محیط انسانی ، اجتماعی ، اقتصادی یا طبیعی ، بافت بدون تغییر تاریخی تناسب خود را با نیازهایی که با آن مرتبط است ، از دست میدهد. این برداشت یک داوری ارشی است و مکن است در واقعیت فاقد جوهره واقعی باشد .فرسودگی در تصور ذهنی ممکن است عام باشد یا در موارد خاصی روی دهد.

4 – فرسودگی « قانونی » و « رسمی »

فرسودگی قانونی نیز وجود دارد . این نوع فرسودگی به ابعاد کارکردی و فیزیکی ریط پیدا می کند و مثلا هنگامی روی می دهد که یک بنگاه عمومی استاندارد های حد اقلی را برای استفاده تعیین می کند .

5 – فرسودگی مکانی

فسودگی مکانی اساسا از ویژگی های فعالیت های کارکردی در داخل منطقه مورد بحث است . هنگامی که بنا ساخته می شود ، مکان آن با توجه به در دسترس بودن به سایر استفاده ها ، بازار ها و تامین کنندگان نیازهای آن ، امکانات حمل و نقل و غیره انتخاب می شود ، اما ممکن است مکان انتخاب شده در طول زمان و در ارتباط با فعالیت هایی که بنا با توجه به آنها ساخته شده ، فرسوده شود .

6 – فرسودگی مالی

حفاظت از بناهای قدیمی با راهکارهای حسابداری و مالیت بندی که فرسودگی « مصنوعی » یا مالی را پدید می آورند ، میسر نیست . در عملیات حسابداری ، از عنصر استهلاک بهره می گیرند تا فرسودگی پیش بینی شده را به حساب آورند . استهلاک ، کاهش پیش بینی شده در ارزش دارایی ثابت ، نظیر زمین ، ساختمان ، کارخانه ، ماشین آلات ، وسایل نقلیه و اثاثیه ، در طول زمان است .

7 – فرسودگی نسبی یا اقتصادی

در اغلب موارد ، فرسودگی یک مفهوم مطلق نیست ، بلکه در ارتباط با سایر ساختمان ها و محله ها همیشه یک مفهوم نسبس است . به گفته رایپکها : « قدرت خرید وجود دارد – سرمایه فراهم است – فقط در جای دیگری سرمایه گذاری شده است » دلیل این امر آن است که هزینه سرمایه گذاری در محله های تاریخی بیشتر از نقاط دیگر است و در نتیجه برای سرمایه گذاری از جذابیت بیشتری برخوردارند . به این اعتبار ، مفهوم فرسودگی نسبی یا اقتصادی مطرح می شود .


نوشته شده در چهارشنبه 11 فروردین 1389 ساعت 11:29 ب.ظ توسط سمیه ایمانی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت